{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت پیست

سکوت پیست

Part:³⁸

(ویو جونگ کوک)

وقتی مری رو توی اتاقم دیدم ی فکری ب سرم زد
با خودم گفتم بزار کاری کنم که در مقابلم کم بیاره

اولش موفق شدم اما آخراش خودم بودم که داشتم کم میوردم

مست بوی تنش شده بودم و کارام دست خودم نبود
اولش که خم شدم توی صورتش چشام روی لباش قفل بود

برای اینکه کار اشتباهی ازم سر نزنه رفتم طرف گردنش که اون عطر خوش بوش به مشامم رسید

کارام دست خودم و نبود

بدون اراده لبام رو روی گردنش گذاشتم و بوسه کوتاه اما عمیقی روی گردنش کاشتم

برای اینکه بیشتر گند نزنم بهش گفتم بره بیرون

بعد بیرون رفتنش لباسام رو پوشیدم

رفتم جلوی آینه و به چهره خودم از توی آینه خیره شدم

_هی جونگ کوک آروم باش
تو میخواستی اون دختر جلوت کم بیاره اما حالا خودت کم اوردی؟
چت شده پسر به خودت بیا

صورتم قرمز قرمز شده بود رفتمو ی آبی به صورتم زدم و بعد بدون خشک کردن موهام از اتاق رفتم بیرون

روی مبل توی حال نشسته بود و داشت با دستاش ور میرفت

رفتم جلوش که با دیدنم بلند شد و نگران نگام کرد

+یهو چیشدی چرا صورتت اینقد قرمز شده؟

_چیزی نیست

اومد جلو و دستش رو کذاشت روی پیشونیم
منم فقط خیره نگاهش میکردم

+تب داری!
چرا موهاتو خشک نکردی؟

الان این دختر نگران من بود؟

_گفتم چیزی نیست بریم سراغ تمرین

+منم دارم میگم حالت خوب نیست
ی نگاه به خودت بنداز ببین چقد پریشونی!

نمیدونستم چی بگم
واقعا هم حس میکردم حالم زیاد خوب نیست...
دیدگاه ها (۶)

سکوت پیستPart:³⁹(ویو مری)از اتاق اومد بیرون مشخص بود حالش خو...

سکوت پیست Part:³⁷+دستاتو بردار و بزار برم_خودت میخواستی زنم ...

سکوت پیستPart:³⁶وقتی منو با یک حرکت به در چسبود و دستاش رو د...

part44 عشق پنهان 《ویو جونگ کوک 》دیگه چیزی نگفتم چشمام رو بست...

رمان مافیای من(پارت5)اومد لباسشو در بیاره ولیمن چون وقتی بچه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط