{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ديشب يه چند ساعتي کولر روشن بود.

ديشب يه چند ساعتي کولر روشن بود.
به بابام گفتم چرا پا نميشي کولرو خاموش کني؟!؟!
گفت : خستم پسر مي فهمي؟
خستـــــــــــه!
دیدگاه ها (۴)

ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ،ﻭﻗﺘﯽ ﺳﺮ ﺭﻭﯼ ﺑﺎﺯﻭﺍﻥ ﻣﻦ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﯼ ...ﺍﯾﻦ ﻣ...

در "خواب هایم" وقتی کنارت هستم ...از بودنت به "آرامش" میرسم...

ديروز کودکي در امتداد کوچه هاي بي کسي اين شهر شلوغدست تمناي...

نیمه شبهایم،سحر هایم،دعاهایم مال توواژه های هرکلام بی ریایم ...

دوراهی عشق و نفرت p¹⁵تهیونگ:ليوان شرابمو برداشتم و رفتم كنار...

I need you're body 2part 3حالم بد شده بود نمیدونستم باید چیک...

دوراهی عشق و نفرت p¹²تهيونگ:شوک زده برگشت طرفم انتظارشو نداش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط