{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی اسکندر مقدونی فهمید که عالم هستی بی نهایت است، شروع

وقتی اسکندر مقدونی فهمید که عالم هستی بی نهایت است، شروع به گریه کردن کرد. وقتی علت را جویا شدند جواب داد:
این همه سیاره برای فتح کردن وجود دارد و من هنوز نتونستم یکی از آن ها را تصرف کنم!
دیدگاه ها (۲)

:در هرم های مصر نوشته اند برده ای که بیمار شد گردنش را بزنید...

تیام:جای پولها را هرگز عوض نمیکرد!!! همانطور که رسم مهربانی ...

تیام‏قبل از اینکه چیزی به کسی بگی، همیشه فکر کن که خودت چه ا...

از زشت رویی پرسیدند: آنروز که جمال پخش میکردند تو کجا بودی؟گ...

[برادر ناتنی]part-۱۳ادامه پارت ۱۳صدام رو بردم بالا +تو ت تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط