وقتی خیلی غیرت داری
_وقتی خیلی غیرت داری_
"درخواستی"
تک پارتی
ات با آزمونی تونست وارد گروه بیتیاس بشه و همه از اومدن ات خوشحال بودن..
ته و ات پس از مدتی عاشق هم میشن... و بعد اعلام میکنن و آرمی ها و کمپانی هیچ مشکلی نداشت
+اههه ته تو چرا انقدر روم حساسی.... با بنگچان و بقیه اعضا دست دادما... میشه انقدر زود رگ غیرتت بالا نزنه؟
_ببین ات تو جای من نیستی عشقم من عاشقم عاشق.. عاشق تو و نمیتونم قبول و اجازه بدم که با هرکسی سلام و یا حتی دست بدی
+کیم تهیونگ من بچه نیستم بزرگ شدم میفمی؟ خودم میتونم بفهمم چی برام خیلی خوبه و چی خوب نیست...
_من شوهرتم هرکاری میکنم
+من میخوام از کمپانی برم و دیگه نیام....
_چی گفتی....؟؟؟؟؟ اجازه نمیدم
+هه چقد قابل پیشبینی... دیروز اجازه رو از کمپانی گرفتم و امروز قراره برم....تازه شوهرم نیستی ما باهم کاپلیم همین
_نه من قراره عروسی بگیرمم
+ چند بار بهت بگم من.... من دوست دارم آزاد باشمم. تازه میخوام دکتر مغز و اعصاب بشم
_اجازه نداریی
+اجازه دارم امتحانش رو دادم و قبول شدم اگه میخوای میتونی بیای دیدنم البته به عنوان دوست پسرم. حالا هم میخوام برم
_ا.ت من عاشقتم نمیتونم اجازه بدم که با مردای دیگه حرف بزنی
+من حتا به خاطر گل روی تو با بپ(بلکپینک) که دخترن حرف نمیزنممم.... گوش کن این عشق نیست
_پس چیه
+حق گرفتن زندگی بقیه... تو نمیزاری خودم زندگی کنم... این زندگی منه هرکاری دلم بخواد میتونم انجام بدم
+ته ما به درد هم نمیخوریم میفهمی؟
۳ سال بعد
ا.ت چندین عمارت،پاساژ ۱ هکتاری و کلی زمین داره با پولی به از حقوق پزشکیش میگیره... البته بعد از اینکه کلا با ته کات میکنه چون توانایی های ا.ت بعد از رفتن ته آشکار شد
پایآن
درخواستی یک بآنو زیبا🪐🌙
#فیک
#بیتی.اس
#بلکپینک
#تهیونگ
#جونگکوک
"درخواستی"
تک پارتی
ات با آزمونی تونست وارد گروه بیتیاس بشه و همه از اومدن ات خوشحال بودن..
ته و ات پس از مدتی عاشق هم میشن... و بعد اعلام میکنن و آرمی ها و کمپانی هیچ مشکلی نداشت
+اههه ته تو چرا انقدر روم حساسی.... با بنگچان و بقیه اعضا دست دادما... میشه انقدر زود رگ غیرتت بالا نزنه؟
_ببین ات تو جای من نیستی عشقم من عاشقم عاشق.. عاشق تو و نمیتونم قبول و اجازه بدم که با هرکسی سلام و یا حتی دست بدی
+کیم تهیونگ من بچه نیستم بزرگ شدم میفمی؟ خودم میتونم بفهمم چی برام خیلی خوبه و چی خوب نیست...
_من شوهرتم هرکاری میکنم
+من میخوام از کمپانی برم و دیگه نیام....
_چی گفتی....؟؟؟؟؟ اجازه نمیدم
+هه چقد قابل پیشبینی... دیروز اجازه رو از کمپانی گرفتم و امروز قراره برم....تازه شوهرم نیستی ما باهم کاپلیم همین
_نه من قراره عروسی بگیرمم
+ چند بار بهت بگم من.... من دوست دارم آزاد باشمم. تازه میخوام دکتر مغز و اعصاب بشم
_اجازه نداریی
+اجازه دارم امتحانش رو دادم و قبول شدم اگه میخوای میتونی بیای دیدنم البته به عنوان دوست پسرم. حالا هم میخوام برم
_ا.ت من عاشقتم نمیتونم اجازه بدم که با مردای دیگه حرف بزنی
+من حتا به خاطر گل روی تو با بپ(بلکپینک) که دخترن حرف نمیزنممم.... گوش کن این عشق نیست
_پس چیه
+حق گرفتن زندگی بقیه... تو نمیزاری خودم زندگی کنم... این زندگی منه هرکاری دلم بخواد میتونم انجام بدم
+ته ما به درد هم نمیخوریم میفهمی؟
۳ سال بعد
ا.ت چندین عمارت،پاساژ ۱ هکتاری و کلی زمین داره با پولی به از حقوق پزشکیش میگیره... البته بعد از اینکه کلا با ته کات میکنه چون توانایی های ا.ت بعد از رفتن ته آشکار شد
پایآن
درخواستی یک بآنو زیبا🪐🌙
#فیک
#بیتی.اس
#بلکپینک
#تهیونگ
#جونگکوک
- ۵.۱k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط