{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواســـــتم تا ته این قصه بمانم که

خواســـــتم تا ته این قصه بمانم که
نشــــد
غزلـــــی از ته دل با تو بخوانم که
نشـــــد
خواســــتم حادثه باشم، که بیفتم به
دلــــت
لذت عشـــــق به خونت بدوانم که
نشـــــد
خواســـــتم اشک مرا پاک کنی در
بغلـــــت
تن در آغـــــوش غریبت برهانم که
نشـــــد
خواستم دست تو بر شانه ی من تکیه
کـــنی
و تو را مال دل خویـــــش بدانم که
نشــــد
خواســـتن نیست توانستن و مـــــن از
ته دل
خواســــتم آتش عشقی بنشانم که
نشــــد
دیدگاه ها (۱)

گفته بودم بی تو می میرم ، ولی این بار نه گفته بودی عاشقم هست...

.

حس دستان تو عالی است ، حقیقت داردبا تو هر ثانیه ، سالی است ،...

تو کنارم باش... اصلا.. شعرهایم مال تو هرچه ازتاثیرچشمت می سر...

سلامممممامیدوارم حالتون عالییی باشیننبدون معطلی میرم سر رمان...

«:ازدواج به اجبار »Part 15ویوی جونگ‌کوک : وقتی به عمارت رسید...

دخترک بیشتر ناخون اش را در پشت دستش فشار داد و آروم گفت : نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط