{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت پیست

سکوت پیست

Part:¹⁹

ساعت دو ظهر بود
تقریبا دو ساعتی میشد که رسیده بودیم و افرادم داشتن دنبال راکسون میگشتن که یهو گوشیم زنگ خورد

_الو کای چیزی پیدا کردین

کای:قربان(نفس نفس)

_چیشده بگو دیگه چرا نفس نفس میزنی(عصبی)

کای:پیداش کردیم

_کجاست؟

کای:الان داره میره توی شرکت.... توی خیابون .....(خودتون یچی فرض کنین)
انگار دارع میره قرار داد ببنده

_باشه تا من نیومدم هیچ کاری نکنین فقط زیر نظرش داشته باشین

کای:چشم قربان

سریع سویچ ماشینو برداشتم و به سمت اون شرکت روندم
....

از ماشین پیاده شدم که کای رو دیدم داره میدوه سمتم

_کجاست؟

کای:هنوز توی شرکته
افرادمون متوجه شدن شرکت خالیه و فقط راکسون و آدماش با اون مردی که قراره باهاش قرارداد ببنده توی شرکتن
یعنی میتونیم بهشون حمله کنیم

_اره اما نباید هیچ کس بویی ببره
با چند از آدما میریم تو و چند نفر هم جلوی در نگهبانی بدن

کای:بله قربان

بر اساس نقشه پیش رفتیم
جلوی در دوتا نگهبان بود که کای اونارو با شوکر برقی بیهوش کرد
و رفتیم داخل

کای:قربان صداشون داره از توی اون اتاق میاد(آروم و اشاره به اتاق)

با چشم به چندتا از افرادم فهموندم که برن و یک دفعه در رو باز کنن

آدمام رفتن جلو و لگد محکمی به در زدن که در با ضرب باز شد و چهره راکسون و ی مرد و چندتا بادیگارد نمایان شد

گیرت اوردم "راکسون"
دیدگاه ها (۰)

سکوت پیستPart:²⁰_به به سلام جانب راکسون(پوزخند)راکسون:تو دیگ...

سکوت پیست Part:²¹لی:جناب راکسون منو قاطی این دعواتون نکنید م...

سکوت پیستPart:¹⁸(ویو جونگ کوک)ساعتای ۳:۳۰ صبح بود که با صدای...

سکوت پیستPart:¹⁷و باز هم مثل روزای دیگه با صدای آلارم گوشیم ...

#چندپارتی #هان#استری_کیدز {Mafia in my home}part⁵.....(یک هف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط