{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت پیست

سکوت پیست

Part:²⁰

_به به سلام جانب راکسون(پوزخند)

راکسون:تو دیگه کی هستی عوضی

_عه جناب راکسون منو یادش نمیاد؟
حیف شد که

لی:اینجا چه خبره؟
آقای جانگ من میرم مشکلتون که حل شد شاید ی روز دیگه باهم قرار گذاشتیم

راکسون: عذر میخوام آقای لی چیزی نیست نگار نباشین فقط ی مزاحمه و کمی دیگه میره نگران نباشید

لی:بسیار خب امیدوارم همینطوری باشه که شما میگین

راکسون:ببین پسر جون برو بیرون الان سر جلسه ام بعدا میام به خدمتت میرسم

بدجور عصبی شده بود
لحظه ای که پدرم رو کشت هی از جلوی چشمم رد میشد

_مردک حرو..می من تا خون تورو نریزم دست از سرت بر نمیدارم همون بلایی رو سرت میارم که تو سر پدرم اوردی

راکسون:هی پسره پرو بگو ببینم اصلا کی هستی

_جئون جونگ کوک

راکسون تا اسممو گفتم خشکش زد
از سر تا پامو بر انداز کرد

راکسون:پس تو پسر اون حروم.. زاده ای
خیلی عوض شدی


_راجب پدرم درست صحبت کن آشغال
(عصبی)

_عوض شدم که حساب تورو برسم و ازت انتقام تموم بلاهایی که سر خانوادم اوردی رو بگیرم

راکسون:باشه بگیر اما الان نه حالا هم تن لشتو جمع کن و گمشو بیرون

پوزخندی بهش زدم و بعد رو به کای سر تکون دادم که یعنی شروع کنین...

و همه افرادم اسلحه هاشون رو در اوردن و به سمت راکسون و افرادش گرفتن

راکسون:هی بچه جون اینجا که میدون بازی نیست(داد و عصبی)

_ ولی من بازی خیلی دوست دارم
مثلا بیام با بدنت بازی کنم
اول انگشت هاتو از جا بکنم یا تنتو با میله داغ نقاشی کنم؟؟

راکسون:هه حرفای بزرگ تر از دهنت نزن

_الان بهت حالی میکنم که این حرفا بزرگ تر از دهنمه یا نه...
دیدگاه ها (۸)

سکوت پیست Part:²¹لی:جناب راکسون منو قاطی این دعواتون نکنید م...

سکوت پیستPart:²²(ویو مری)سه روزی میشد که از جونگ کوک خبری ند...

سکوت پیستPart:¹⁹ساعت دو ظهر بود تقریبا دو ساعتی میشد که رسید...

سکوت پیستPart:¹⁸(ویو جونگ کوک)ساعتای ۳:۳۰ صبح بود که با صدای...

نینگ : منظورت چیه مگه من اسباب بازی بودم که سر من شرط بستین ...

وقتی. عضو ۸ BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط