part 1
part 1
سر انجام اعتماد و عشق من به او باعث نابودی هر چیزی شد..
علامت تهیونگ:+ علامت کاملیا:- علامت میا: × علامت جیمین: ÷ علامت مینسو:*
از صبح نزدیک ساعت 7 بیدار شده بود.
تو حموم دوش گرفت و ده مین بعد اومد بیرون.
دید دخترش بغل همسرش خوابیده. آروم روی سر هردوشون بوسه ای گذاشت.
کت شلوارش رو پوشید و کراوات مشکی رنگش رو بست و با شونه زدن به موهای فر و مشکی رنگش از اتاق رفت بیرون.
سوار ماشین شد و به راننده علامت داد حرکت کنه.
بعد از یک ساعت به شرکت رسید و باز هم شروع مرد به امضا زدن برگه های روی میز که منشی وارد شد.
تق تق تق
+بیا داخل.
در رو باز کرد با تعظیم 90 درجه ای گفت:
منشی: رئیس کیم برنامه امروزتون رو بگم؟
+بگو.
منشی: ساعت 11 با آقای مین راجب به حمل اسلحه ها جلسه دارید که حتما باید اقای کیم جیمین داخلش حضور داشته باشن.(بچه ها کسی که این درخواستی رو فرستاد گفت که چون جیمین برادر تهیونگه فامیلیش رو بگم کیم)
+مگه قرار برای ساعت 9 نبود؟
منشی: بله قربان ولی آقای مین مشکلی براشون پیش اومد افتاد برای ساعت 11.
بعد از جلسه باید به انبار نفت خام سر بزنید ظاهرا نفت بوی عجیبی پیدا کرده ممکنه بد باشه.
بعد از اون هم با آقای بونگ هِسونگ درمورد تبادل نفت و پودر طلا معامله دارید. قرار افتاده برای ساعت 19 شب.
+باشه... میتونی بری.
منشی دوباره تعظیمی کرد و عقبی رفت و از اتاق خارج شد و تهیونگ هم شروع کرد به چک کردن پرونده کارکن های جدید شرکت.
چطور شدددد؟؟؟
لایک؟؟
فالو؟؟
کامنت؟؟
بازنشر؟؟
یا همشون یا یدونشون هرکدوم انجام دادی ممنون 🤍
سر انجام اعتماد و عشق من به او باعث نابودی هر چیزی شد..
علامت تهیونگ:+ علامت کاملیا:- علامت میا: × علامت جیمین: ÷ علامت مینسو:*
از صبح نزدیک ساعت 7 بیدار شده بود.
تو حموم دوش گرفت و ده مین بعد اومد بیرون.
دید دخترش بغل همسرش خوابیده. آروم روی سر هردوشون بوسه ای گذاشت.
کت شلوارش رو پوشید و کراوات مشکی رنگش رو بست و با شونه زدن به موهای فر و مشکی رنگش از اتاق رفت بیرون.
سوار ماشین شد و به راننده علامت داد حرکت کنه.
بعد از یک ساعت به شرکت رسید و باز هم شروع مرد به امضا زدن برگه های روی میز که منشی وارد شد.
تق تق تق
+بیا داخل.
در رو باز کرد با تعظیم 90 درجه ای گفت:
منشی: رئیس کیم برنامه امروزتون رو بگم؟
+بگو.
منشی: ساعت 11 با آقای مین راجب به حمل اسلحه ها جلسه دارید که حتما باید اقای کیم جیمین داخلش حضور داشته باشن.(بچه ها کسی که این درخواستی رو فرستاد گفت که چون جیمین برادر تهیونگه فامیلیش رو بگم کیم)
+مگه قرار برای ساعت 9 نبود؟
منشی: بله قربان ولی آقای مین مشکلی براشون پیش اومد افتاد برای ساعت 11.
بعد از جلسه باید به انبار نفت خام سر بزنید ظاهرا نفت بوی عجیبی پیدا کرده ممکنه بد باشه.
بعد از اون هم با آقای بونگ هِسونگ درمورد تبادل نفت و پودر طلا معامله دارید. قرار افتاده برای ساعت 19 شب.
+باشه... میتونی بری.
منشی دوباره تعظیمی کرد و عقبی رفت و از اتاق خارج شد و تهیونگ هم شروع کرد به چک کردن پرونده کارکن های جدید شرکت.
چطور شدددد؟؟؟
لایک؟؟
فالو؟؟
کامنت؟؟
بازنشر؟؟
یا همشون یا یدونشون هرکدوم انجام دادی ممنون 🤍
- ۳۱۹
- ۲۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط