{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گله ها را‌بُگذار کنار

گله ها را‌بُگذار کنار
ناله ها را بس کن
روزگار گوش نداد که تو هی شکوِه کنی...
زندگی چشم ندارد که ببیند اخم تو را...
فرصتی نیست که صرف گله و ناله شود...
تا بجنبیم تمام است تمام...!
مهر دیدی که بر هم زدن چشم گذشت...!
یا همین سال جدید...
باز هم کم مانده به عید...
این شتاب عمر است...
من و تو باورمان نیست که نیست‌...
*زندگی* گاه به کام و بس است...
*زندگی* گاه به نام است و کم است...
*زندگی* گاه به دام است و غم است...
چه به کامُ...
چه به نامُ...
چه به دام...
زندگی معرکه همّت ماست...
زندگی میگذرد...
زندگی گاه به نان است و کفایت بکند...
زندگی گاه به جان است‌و جَفایت بکند...
زندگی گاه به آنی رهایت بکند...
چه به نانُ...
چه به جانُ...
چه به آن...
زندگی صحنه بیتابی ماست...
زندگی میگذرد.........
دیدگاه ها (۵)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

بالا و پایین ویلا رو نگاه کرد. صدای عربده و داد بیداد های ای...

KIM V

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

گله هارابگذار!ناله هارابس کن!روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه ...

گله ها را بگذار!ناله ها را بس کن!روزگار گوش ندارد که تو هی ش...

گله ها را بگذار !ناله ها را بس کن!روزگار گوش ندارد که تو هی ...

گله ها را بگذار!ناله ها را بس کن!روزگار گوش ندارد که تو هی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط