Dear nature
در جنگلی سرسبز، پرندهای کوچک هر روز آواز میخواند، اما هیچکس به او گوش نمیداد. پرندگان دیگر با بالهای رنگارنگ و آوازهای بلند، توجه همه را جلب میکردند. پرنده کوچک غمگین شد و روزی تصمیم گرفت سکوت کند.
گرگی پیر که زیر درختش لانه داشت، متوجه سکوت او شد و پرسید: «چرا دیگر نمیخوانی؟» پرنده گفت: «آوازم ساده است، کسی نمیشنود.» گرگ گفت: «آواز تو صبحهایم را آرام میکند. تو برای من میخوانی، نه برای همه.»
پرنده از آن روز دوباره آواز خواند، نه برای جلب توجه، بلکه برای شاد کردن قلب همان یک شنونده.
ارزش کار تو در بزرگیاش نیست، بلکه در تأثیری است که بر حتی یک قلب میگذارد. خودت باش و برای عشق ادامه بده.❤✨
┄┅┄┅✪┅┄┅┄
#دنیای_فانتزی_ویسگون
#FantasyWorldWisgoon
#فانتزی #کیوت #بامزه
#رویایی #زیبا #جادویی
#هوش_مصنوعی
گرگی پیر که زیر درختش لانه داشت، متوجه سکوت او شد و پرسید: «چرا دیگر نمیخوانی؟» پرنده گفت: «آوازم ساده است، کسی نمیشنود.» گرگ گفت: «آواز تو صبحهایم را آرام میکند. تو برای من میخوانی، نه برای همه.»
پرنده از آن روز دوباره آواز خواند، نه برای جلب توجه، بلکه برای شاد کردن قلب همان یک شنونده.
ارزش کار تو در بزرگیاش نیست، بلکه در تأثیری است که بر حتی یک قلب میگذارد. خودت باش و برای عشق ادامه بده.❤✨
┄┅┄┅✪┅┄┅┄
#دنیای_فانتزی_ویسگون
#FantasyWorldWisgoon
#فانتزی #کیوت #بامزه
#رویایی #زیبا #جادویی
#هوش_مصنوعی
- ۲۵.۲k
- ۲۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط