{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این قلیون که میکشم

این قلیون که میکشم
همان فریاد هاییست که نمیتوانم بزنم
همان دلتنگی هاییست که روز به روز پیرم میکند
همان خاطراتیست که نه تکرار می شوند و نه فراموش
همان تنهایی هایی که کسی پرش نمی کند
همان درد هایی که درمان ندارند.....
دیدگاه ها (۱)

آدمی دیدم که باسایه خود درد و دل میکردچه رنجی میکشد او وقتی ...

"به کجا چنین شتابان؟ "دل من گرفت...

دلت که گرفت، دیگر منت زمین را نکشراه آسمان باز است، پر بکشاو...

تمامِ روز خودم را با هر چیزی سرگرم می‌کنم؛با شلوغی، با آدم‌ه...

بعضی آدم‌ها نمی‌روند؛فقط جای خالی‌شان هر روز بلندتر از دیروز...

تنهایی برای من یک اتفاق نیست؛ بخشی از زندگی‌ام شده است. هم‌ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط