{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رَد شُد.. دُرُست یک دُو قَدم از مُقابلم

رَد شُد.. دُرُست یک دُو قَدم از مُقابلم

آرام ریخت.. پُشتِ قَدَم هـایِ او.. دِلَم
دیدگاه ها (۲)

این دود و هواے بد این شهر بهانه َ ست"ڪمبود حضورت" بہ خدا قحط...

خدا می داندچند نفرهمین ساعت هاتوی اتاقشان باران می آیدسیل را...

دست آجیم خودم واسش طراحی کردم مثلا خخخخ واااای هلاک شدم خیلی...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁹ شب بعد...هیچ‌کدام حتی یک...

پارت چهار... پشت در، کسی منتظرم بودصبح شد...اما نور خورشید ه...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p20نینا از اتوبوس پیاده شد.هوا رو به تاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط