تکپارتی باکوگو وقتی بهش اهمیت نمیدی دوست دخترشی

تکپارتی باکوگو ( وقتی بهش اهمیت نمیدی ) ( دوست دخترشی )
از وقتی از دفتر قهرمانی برگشته بود تو آشپزخونه بودی و تا حالا بیرون هم نیومده بودی به عبارت دیگه اصلا متوجه اومدنش نشده بودی
با حرص از جاش بلند شد یواشکی نگاهی به تو انداخت که هنذفری تو گوشت آشپزی میکردی به سمتت اومد و دستاش رو دور کمرت حلقه کرد و سرش رو روی شونت گذاشت
ناگهان با آرنجت زدی تو صورتش که با پشت خورد زمین
وقتی برگشتی و دیدی باکوگوعه یه لحظه وحشت برت داشت که چیزیش شده باشه
ویو ا.ت
با نگرانی جلوش زانو زدم و آروم صداش زدم
_ باکوگو حالت خوبه؟
وقتی دستش رو از روی گونش برداشت دیدی که جایی که زدی کمی کبود شده
دستام رو جلوی دهنم گرفتم
_ م..من این کار رو کردم؟
با طعنه جواب داد
باکوگو : بله مادمازل
ناگهان بغض کردم
_ هع..متاسفم
با دیدن چشمای اشکیم تعجب رو تو چشماش دیدم
باکوگو : هی زیاد هم مهم نیست که بخاطرش گریه کنی
_ ولی من زدم صورت جذابت رو پایین آوردم
باکوگو : ولی میتونی جور دیگه ای جبرانش کنی
با گیجی نگاهش کردم که ماگهان لباش رو به لبام کوبوند
سریع ازش جدا شدم
_ ولی غذا چی؟
با چشمای خمار نگاهم کرد وچونم رو تو دستش گرفت
باکوگو : غذای تو منی خانوم کوچولو
دیدگاه ها (۵)

نبرد بر سر آب پارت اولکتم رو دور خودم کشیدم و نفس عمیقی کشید...

بچه ها درخواستی سناریو تکپارتی یا چند پارتی از مای هرو آکاد...

سناریو درخواستی ( وقتی میری تو لباسشون ) ( وقتی دوست دخترشی ...

معرفی فیک نبرد بر سر آبشخصیت های اصلی : رین باکوگو و میدوریا...

وقتی مستی و دیر میای خونه پارت یک (دو پارتی)

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط