{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر ؛ با آن پوستین سردِ نمناکش
باغ بی برگی
روز و شب تنهاست

با سکوت پاکِ غمناکش
سازِ او باران ، سرودش باد
جامه اش شولای عریانی‌ست
ور جز ، اینش جامه ای باید

بافته بس شعله ی زر . تار پودش باد
گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد ، یا نمی خواهد
باغبان و رهگذران نیست
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست
گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد
ور برویش برگ لبخندی نمی روید ؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن
پادشاه فصلها ، پائیز .....

شعر زیبایی در وصف پاییز (مهدی اخوان ثالث)
دیدگاه ها (۱)

جوجوی عمه یسرا خانم

و شاید دلتنگیِ غروبِ جمعهنفرینِ مادری باشدکه گوشه ی آسایشگاه...

ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺯﺩ ﺯﺩ،ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺧﺪﺍﯾﺎ!ﺍین بود ﻋﺪﺍﻟﺘ...

چطوری درد زانو رو سریعا از بین ببریم ؟ 🤔 👈 کافیه از حنا با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط