{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و شاید دلتنگیِ غروبِ جمعه

و شاید دلتنگیِ غروبِ جمعه
نفرینِ مادری باشد
که گوشه ی آسایشگاه
یک هفته انتظار کشیدو
کسی سراغش را نگرفت!

خداصدای مادران را اول ازهمه میشنود


➡ ️این یک تبلیغ نیست حقیقت است...
دیدگاه ها (۱)

لحظه ای از عشق خواندی ، جان من بیمار شدشور عشقت را گرفتم ، ن...

شما خود را برتر از ما ندانید!سخنان محمدرضاشاه در اکتبر سال 1...

جوجوی عمه یسرا خانم

آسمانش را گرفته تنگ در آغوشابر ؛ با آن پوستین سردِ نمناکشباغ...

رمان غریبه کوچولو

#رز_سفید_من#پارت_۸قطعا اسکله لیسا کنار جیمین گفت و جیمین یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط