{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از طرف خودم یک روز من من یعنی رومی داشتم توی خیابون ق

از طرف خودم؛ یک روز من «من یعنی رومی» داشتم توی خیابون قدم میزدم یه دفعه بارون شروع شد منم نمیدونستم قراره بارون بباره چتر نیوردم رفتم زیر یه بالکن که یک دفعه چشمم خورد به یه پسر جذاب که داره میاد سمتم
رومی؛ وایی چه پسر جذابی
پسره اومد زیر بالکن سلامی کرد و منم «من نه رومی » جوابشو دادم
بعد بارون شدید تر شد منم هعی از پسره فاصله میگرفتم یه دفعه دستی پشت کمرم احساس کردم



بیا پایین


















بیا بازم














داری میرسی













اها رسیدی بقیه اش برا پارت بعد
دیدگاه ها (۴)

ادامه؛ نگاهی کردم دیدم دست همین پسر هست گفتم بکش کنار جینو؛...

ادامه؛ جینو؛ صبح بیدار شدم بعد از صبحانه خوردن و انجام کار ...

حتما بخونید

عشق ممنوع part =۴(چند روز بعد – حیاط مدرسه، بعد از ظهر)آسمون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط