{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤ ️

❤ ️
گویی خواب از چشمان من رفته است
تصویری از اشک های ناگهانیت مرا اشفته کرده است
اشفته ام
اشفته از اینکه چه باید میکردم و هیچ نتوانستم تا قدری ارام جانت باشم
اکنون تو ارام خوابیده ای و من در هزاران فکر در میان خستگیم دیگر نه به خود فکر میکنم و نه به هیچ
جز تو و ارامشت
میدانم جز هم هیچ نداریم
دیدگاه ها (۱)

#درخواستی درد، همچون خاری در گلویش چنگ انداخته بود و تمام وج...

پدر پریسا گفت  سیاوش جان چند لحظه صبر کن با شما کار دارم . ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط