{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همسر جاوید الاثر سید محسن موسوی : بنا به سفارش سيدمحسن، م

همسر جاوید الاثر سید محسن موسوی : بنا به سفارش سيدمحسن، ما تا آخرين لحظات عمر پدر و مادر ايشان در كنار والدينش بوديم؛ مادر سيدمحسن مي گفت «شما بوي پسرم را مي دهيد» حتي بارها خواستيم به مشهد برويم مادر محسن از اين كار ممانعت كرد و گفت «در كنارم بمانيد وقتي كه شما نيستيد احساس مي كنم محسن هم نيست». مادر سيد محسن 25 سال انتظار آمدن و خبري از فرزندش را كشيد؛ او در تمام اين سال ها در سرماي زمستان بخاري را روشن نمي كرد و همچنين در گرماي تابستان كولر را روشن نمي كرد؛ چون مي گفت نمي دانم سيد محسن الآن در چه وضعيتي است؛ حتي در لحظات آخر عمر خود پسرش را صدا مي كرد و مي گفت «محسن چرا جوابم را نمي دهي؟» او با گفتن همين اسم اين دنيا را وداع گفت.

شرمنده ام مادر :-(
دیدگاه ها (۱۴)

✔♡این گلا و این پست رو تقدیم میکنم به دوست خودم مرضیه جونی♡✔...

برایت آرزو دارمکه نور نازک قلبت٬ به تاریکی نیامیزد.که چشمانت...

میدونم طولانیه لطفا بخونید و ببینید یه مادر از دوری فرزندش چ...

تقدیم به کمیل از دو چشمت من خدا را یافتمای دو چشــمت باغ سـب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط