دوست دارم رد شدن از کوچه ی پاییز را

دوست دارم رد شدن از کوچه ی پاییز را
دوست دارم این دل انگیزِ ملال انگیز را

آسمان سرخ است چون جامِ شراب و ابرِ مست
بر زمین می ریزد این پیمانه ی لبریز را

خاطرات مُرده سَر از سینه بر می آورند
تا ببینی پیشِ چشمت روزِ رستاخیز را

برگ ها خود را می اندازند زیرِ پایمان
تا بفهمانند با خواهش به ما یک چیز را:

"وقت تنَگ است وُ به رویِ عشق در باید گشود"
دوست دارم با تو من پاییز را؛ پاییز را...

مهزاد رازی
دیدگاه ها (۱)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

برلب یار شوخ دلبندمخفته لبخند گرم زیباییخنده نه، بر کتاب عشق...

من و‌ترانه ی دلتنگ و خسته ی پاییزصدای گریه ی ابر و شبی م...

شراب سیاه رادر میکده‌ی مویتبه جام چشمت می‌ریزیبی‌آنکه بنوشان...

ای بهارِروزگارم، هدیه‌ پاییز منپاره‌ی جانم، قرارم،عشق شورانگ...

شعــــر ای بهارِ روزگارم، هدیه‌ی پاییز من.. پاره‌ی جانم، قرا...

بر لب یار شوخ دلبندمخفته لبخند گرم زیباییخنده نه، بر کتاب عش...

جنگل همه ی شب سوخت در صاعقه ی پاییزاز آتش دامن گیر ای سبز جو...

جنگل همه‌ی شب سوخت در صاعقه‌ی پاییزاز آتش دامن‌گیر ای سبز جو...

دوست دارم با توباشم عیب این خواهش کجاستبا تو بودن ، شعر خوان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط