{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روزی میام جلوی بچه ات و می بوسمش و بهش میگم

یه روزی میام جلوی بچه ات و می بوسمش و بهش میگم:
فرشته ی کوچولو اون دستایی که تو با دستای کوچولوت میگیری یه روزی تو دستای من بود
اون صورتی که الان بین دوتا دستات میگیری و می بوسی یه روزی جای لبای من بود
اون کسی که تو بهش میگی "مامان" یه روزی عشق من بود
اون خانم همه ی زندگیه من بود
عشق من بود.....
فرشته کوچولو ...
تو هیچ وقت اندازه من مامانتو دوست نداری...
ی زمانی قرار بود تو ثمره عشق منو مامانت باشی....
قرار بود من بابات باشم....
صدات کنم باباىًی.... دخمل قشنگم....
ب مامانت گفته بودم چشمات باید عین اون باشه.... ولی نشد ک نشد ک نشد....
خداکنه تقاص دل شکسته منو خدا سر تو درنياره فرشته کوچولو
خداکنه خدا اشکاي منو گرون با مامانت حساب نکنه
خداکنه خداکنه خداکنه هيچوقت هست کسي نيست نشه.
دیدگاه ها (۲۶)

Hatmn bkhonin[大哭][大哭]سر کلاس درس معلم پرسيد: هي بچه ها چه کس...

هیشکی نفهمید..گوشه دل من, منی که تخس و شیطون بودم همه رو می...

اینم از وضعیت دانشگاه :||:)))))))))))

in dg khodamam :|||||

مجنون سرخ چشم پارت ۳

سلام قشنگام اومدم راجب دو مورد حرف بزنم باهاتوناول اینکه ما ...

رمان غریبه کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط