{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این بار منم تصمیم گرفتم مثل بقیه بنویسم درباره ی اوناون

این بار منم تصمیم گرفتم مثل بقیه بنویسم درباره ی اون..اون دختری که مثل فرشته بود ولی الان سیزده هفتس که بین ما نیست..گلی
کسی که بیشترین علاقه رو به زندگی داشت ولی تو هیفده سالگی فوت شد..
اردیبهشت ماهی بود!پس فردا تولدشه
از فرشته ها میخوام براش توی آسمون ها جشن تولد بگیرن
اون هیچوقت نتونست آیدل های مورد علاقش رو ببینه
هیچوقت چند پارتی هایی که قرار بود بنویسه رو ننوشت
هیچوقت درخواست پیج فیکشنش قبول نشد
چون اون الان زیر خاکه و یه دختر مهربون نیستش که چون پیجش خصوصیه درخواست هارو قبول کنه
هیچوقت فردایی براش وجود نداشت
نتونست تولدش رو جشن بگیره
آروم بخواب دختر زیبا..
@skz_oneshot
دیدگاه ها (۹)

میخوامم خودمو بهتون معرفی کنمممن نیک نیمم هارینه ولی اسم اصل...

سلااام اومدم بگمم من یه مدتی به گوشیم دسترسی ندارمم برای همی...

وقتی بابات تورو توی قمار باخت..P3پس از مدت زیادی فکر کردن در...

p¹ویو می ره =یک روزی عادی بود که داشتم می رفتم سرکارم که یهو...

[☆part³⁷☆]صبح روز بعد با ناله ی خفیف بلا از درد از خواب بیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط