{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر صدای آمدن پاییز شبیه صدای قدم های تو بود

چقدر صدای آمدن پاییز شبیه صدای قدم های تو بود

ملتهب ، مرموز ، دوست داشتنی...


چقدر هوای پاییز شبیه دست های توست

نه گرم ، نه سرد ، همیشه بلاتکلیف...


چقدر صدای خش خش برگ ها شبیه صدای قلب من است

که خواست...افتاد...شکست...


چقدر این پیاده روها پر از آوازهای من است

نارنجی یکدست ، پر از آدم های دست در دست مست...


چقدر پاییز شبیه دلتنگیست
شبیه کسی که بود...رفت...
کسی که دیگر نیست....


مثل روزهای آخر پاییز........
دیدگاه ها (۴۲)

عشق با چیدن تمام نمیشود ریشه دارد با رفتن اغاز میشود با بودن...

زنــــدگـی یه پـل قـدیمیه ،به این فکر نکن که اگه تنها ازش گذ...

گاهــی آدمـ دلــــشـــ مـیــخواهــد کـفـــش هـاشـ را دربـی...

هر روز هدیه ای تازه است بهترین هدیه ها آنهایی هستند که در ک...

داستان:هوای اوایل پاییز در شهر کوچک “نرگس‌زار” دل‌انگیز بود....

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟭𝟱هانا سرشو تکون داد و...

familiar stranger

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط