{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

#سناریو


وقتی جلوشون گریه میکنی و میری تو بغلشون : <درخواستی>

دراکو : یه لحظه تعجب میکنه موهاتو نوازش میکنه و میگه : گریه نکن دیگه ، نمیخوام اون مروارید ها بریزن. ✨🌚

تام : سرتو میبوسه و میگه : بگو کی اذیتت کرده تا خودم یه اواداکداورا بهش هدیه بدم . 😔✨

متیو : سریع بغلت میکنه و میگه : دختر کوچولویِ من چرا باید گریه کنه ؟ مگه من مردم که اون اشک های زیبات بریزه ؟ 🎀

تئو : به صورتت خیره میشه اشک هاتو از گونه ات پاک میکنه و میگه : چشمایِ قشنگت برای خیس شدن مناسب نیستن 🫠🎀

ریگولوس : به چشمات خیره میشه و میگه : گریه نکن ، اون چشم ها با ارزش تر از این هستن که بخاطر چیز های الکی اذیتشون کنی ✨🪼

انزو : تو آغوشش میگیرتت و میگه : دیگه گریه نکن ؛ من نمیتونم ببینم که اشک هات بریزه روی گونه های قشنگت 🌝🪄

هری / سدریک: دستت رو میگیره و میبوسه بعد میگه : من از طرف همشون ازت معذرت میخوام که باعث شدن‌گریه کنی 💞

فرد /جورج / رون : اولش خیلی تعجب کرد بعد گفت : میخوای برای اینکه حالت بهتر شه بریم کاری انجام بدیم ؟ بیا بریم 💅

سوروس / لوسیوس: دستی تویِ موهات کشید و گفت : فقط بهم بگو چه کاری برات انجام بدم تا گریه نکنی ؟ 🌚🎀
(عشقام ببخشید این مدت نیستم سرم مشغول درسه ولی قول میدم فعالیت کنم)
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳ مهمونیاسمات اگه جنبه نداری نخون.روم خی.مه زد و اومد د...

عشقاممم ۵۰ تایی شدنمون مبارک قربونت برم مرسی که همیشه پیش‌پی...

عشق در مشروب 🍷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط