{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلامتی اون بچه ای که وقتی رفت سر یخچال ودید هیچی توش نیست

سلامتی اون بچه ای که وقتی رفت سر یخچال ودید هیچی توش نیست یه نگاه ب مادرش کرد ودید چشمای مادرش پراز اشکه و سرش پایینه ..بادستای کوچیکش اشک مامانشو پاک کرد و گفت: مامان خاک تو سرت با این شوهرپیدا کردنت
دیدگاه ها (۶)

خواهر ازپنج حرف تشکیل شده که هرکدام دنیایی از معنا معرفت است...

به شخصی ﻣﯿﮕﻦ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺭﻭﺯ ﺯﻥ ﺑﺮﺍ ﺯﻧﺖ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﯼ؟ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺮﺩﻣﺲ ﮐﻮ...

زبان استخوان ندارد اما آنقدرقوی هست که بتواندقلبی رابشکند،مر...

میگن قهر کار بچه خوشگلاس.........باهمتون قهــــــــــــــرم ...

🖤 قفس سیاهپارت سی‌ویکم | کلیسای متروکهساعت دوازده شب، لانا و...

چندپارتی دراکو.(درخواستی)تو مرگخوار شدی ولی بهم نگفتی.وقتی ب...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌وپنجم 𓆪 🖤🥀اسما به یون خیره شد.ـ «یعنی چی؟...

{تکپارتی}....... صدای داد و فریاد هایشون خونه را پر کرده بود...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۳۱ | همچی روشن شدهانا هنوز به جمل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط