{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما به این حال پریشان شده عادت کردیم

ما به این حال پریشان شده، عادت کردیم
دل شکستند ولی باز رفاقت کردیم
حسرت یک دل خوش در دلمان جا مانده
پای این عشق نشستیم و حماقت کردیم
همه گفتند چرا مهر سکوت است به لب
حرف ناحق چه بسا بود و نجابت کردیم
با همه سنگدلی ها که شکست آینه مان
هر کجا یاد زما کرد،اجابت کردیم
رسم عاشق کشی این بود و به آن آگاهیم
طعنه ها زد که برو! باز سماجت کردیم
حال امروز چنین است،شب و روز یکی
همچنان با غم و تشویش رقابت کردیم
دیدگاه ها (۱۶)

این حنجره جز با لب ِ تو، شعرنخواندهجز طعم ِصدایت به صدایش نچ...

چون خدا دلتنگی اش گل کرد ، آدم آفریدمثل من بسیار ، اما مثل ت...

روانشناسان رسالتی بزرگ بر دوش دارند چونان که تزکیه و ترمیم و...

من آن درسم که روز امتحانش را نمی دانیهمان آهنگ زیبا که زبانش...

یه تیکه فرش حرم...!

سبک سیاه زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط