{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگشت ب لب مانده ام از قاعدهٔ عشق

انگشت ب لب مانده ام از قاعدهٔ عشق
ما یار ندیده تب معشوق چشیدیم
دیدگاه ها (۱)

دوست داشتنتبهانه‌ای بود برایِ «زندگی کردن»و اکنون زندگی کردن...

میخوآم اونقد پآت بمونمک به دُنیآ ثابت بشه تو مآه ترین عاشقان...

میخواهمت دیوانه ! میفهمی ؟!باید در آغوشت رها باشم …میخواهمت ...

بهت نیاز دارم,مثل قلبی که به تپیدن نیاز داره

انگشت به لب مانده ام از قائده عشق؛ما یار ندیده تب معشوق کشید...

گوناگون

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط