{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه نفر میره پیش دکترمیگه یه کتاب نوشتم به نام((صدای پای ا

یه نفر میره پیش دکترمیگه یه کتاب نوشتم به نام((صدای پای اسب)) دکترمی خونه میبینه 500 صفحه نوشته پیتیکو….پیتیکو…..پیتیکو….

ایناکه متن طنزمینویسن یعنی الان رفتن مدرسه درس و مشق دارن که دیگه متن طنز نمی نویسن متن طنزام ته کشیده فکر کنم ازاین به بعد باید بیام یه گوشه بشینم فقط نگاه کنم شاید شما خندتون بگیره والاخخخخخ.
دیدگاه ها (۲۰)

آقایون وقتی با چیزی مخالفن همون اولش میگن: غلط کردی...ولی خا...

تنبله بعداز25سال میفهمه فلجه . . .بهش میگن چرا اینقدر دیر فه...

زندگی کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذرد و قلبها گرامی تر ا...

پدرم گفت:اگه کنترل مملکت دست من بود ایرانو بهشت میکردم.........

KIM V

P52تهیونگ: جیمین... می‌خواست همه‌چی رو به آقای جونگ‌کوک بگه....

✨REGRET✨PART 14ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[ویو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط