[☆part¹⁶☆]

[☆part¹⁶☆]
+درد داری؟
-اره.خیلی وحشی هستی.
+تقصیر من نیست تو انقدر تحریک امیزی‌‌.به علاوه دیشب‌به نظر نمیومد بدت بیاد.
گونه هام قرمز شد.
-حالا سر قولت بمون و بزار برم دیدن لیلی.
+آه،باشه،اما فقط یه ساعت،بعدش باید برگردی.
-قبوله
لباس پوشید و رفت پایین،منم رفتم دوش گرفتم،یه تاپ ابی روشن و شورتک جین پوشیدم و موهام رو باز گذاشتم‌ تا مارک هارو بپوشونم.رفتم پایین پله ها.الکس دم در بود.
+بیا میرسونمت.اما لباست یکمی زیادی لخت نیست؟
چشمش رفت به قسمت سینم که از تاپ بیرون زده بود.،سریع با دستم پوشوندمش
-نه.فقط بیا بریم
سریع از کنارش رد شدم و رفتم داخل ماشین نشستم.اومد روی صندلی راننده نشست و رفت سمت خونه ی مشترک منو لیلی.دم در ایستاد.
+همین جا صبر میکنم تا بیای.
-نیازی نیست.میتونم برگردم.
دستم رو گرفت و اروم نوازش کرد
+اما میخوام.بعدش میریم دوتایی میگردیم
دستم رو بوسید و ولش کرد
-پس یه ساعت دیگه میبینمت.
دست تکون دادم و رفتم بالای پله ها دم در.ذوق داشتم لیلی رو ببینم،رسیدم دم در و در رو باز کردم و با...
-------------------------------
خب خب پارت بعد بلاخره رسیدیم به پارت های هیجان انگیز.میتونید تا فردا صبح حدس بزنید چی میشه.🤭🎀
دیدگاه ها (۰)

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟏 🍓🫧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب؟ فقط خودمون دو...

~Destiny:Part 1~

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

مربی موتور سوار

همسر غیره منتظره

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

پنهان عشق

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

( لیا و ات تا شب باهم بودن تا لیا رفت و ات هم خوابید تا فردا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط