عادم فضایی تو اتاقش تنها نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند

عادم فضایی تو اتاقش تنها نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند.
انقدر از کتابی کِ میخوند ترسیده بود کِ رنگ سبزش کبود شده بود!
کتابو گذاشت رو میز کنارش.!
پتو رو تا رویِ سرش بالا کشید بعد همونطور کِ از ترس میلرزید سعی کرد بِ خودش دلداری بده
عادم فضایی با صدای لرزونی گفت:
نع
آدم ها واقعیت ندارند...
ادمـین: #دارن
دیدگاه ها (۱۲)

روی تختش دراز کشیده بود خیلی ترسیده بود آخه در کمد دیوارییوا...

زنده به نظر میاممن از داخل مردمقلبم سوراخ شدهخون داره همه جا...

با صدای چند ضربه شیشه از خواب بیدار شدم..فکر کردم صدا از پنج...

من ترسناک نیستم فقط به روش بی هیجان شما زندگی نمیکنم...ادمین...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۷

#Gentlemans_husband#season_Third#part_300کیفو یجایی همون حوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط