روی تختش دراز کشیده بود خیلی ترسیده بود آخه در کمد دیواری

روی تختش دراز کشیده بود خیلی ترسیده بود آخه در کمد دیواری
یواش یواش با صدای قیژ قیژی داشت باز میشد
ساعت 00:08 دقیقه بود یهو ی جسم سیاه با چهره ای وحشتناک پرید روش
دخترک جیغ کشید و از خواب پرید به ساعت نگاه کرد دید ساعت ۰۰:۰۸ دقیقس
یهو در کمد دیواری آروم آروم باز شد ...
ادمین : #استیو
دیدگاه ها (۵۷)

زنده به نظر میاممن از داخل مردمقلبم سوراخ شدهخون داره همه جا...

i dont live in darknessdarkness lives in meادمین : #ایورا

عادم فضایی تو اتاقش تنها نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند.انقد...

با صدای چند ضربه شیشه از خواب بیدار شدم..فکر کردم صدا از پنج...

ظهور ازدواج )( پارت ۳۹۹ فصل ۳ )ریه هاش ضعیف بود و احتمالا سر...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۴۴آغوش گرم احساس بهتر روز و شب جدید...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۶۱ دوتا دستش رو گرفته و مضطرب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط