{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انبه شیرین من

انبه شیرین من

Part 5


چند روز بعد


ویو جونگکوک

صبح بود تا بیدار شدم و به خودم اومدم دیدم ته پیام داده

< بیا بیرون >

وای استرس داشتم یعنی میخواد بعد اون اتفاق چی بگه پوفف
رفتم بیرون تهیونگ با ماشین اومده بود

ویو تهیونگ

جونگکوک اومد تو ماشین نشست

جونگکوک : س..سلام ته

تهیونگ : سلام کوک امروز با من میای دانشگاه

جونگکوک:باشه ولی چرا؟

تهیونگ:خودت میفهمی چرا

تو دانشگاه

ویو جونگکوک

استرس داشتم رفتیم پشت بوم چرا پشت بوم آخه اه لعنتی

تهیونگ:کوک...

جونگکوک:...

تهیونگ:تو ... یه امگایی؟

جونگکوک :ا.. اره

تهیونگ :چرا بهم نگفته بودی اونموقع زودتر جفتمو پیدا میکردم

جونگکوک:منظورت چیه؟

تهیونگ:آه لعنتی .. کوک تو .. تو ... جفت منی

جونگکوک :چی یع.. یعنی تو یه آلفایی؟

تهیونگ:آره

جونگکوک :ولی م...

جونگکوک تا خواست حرفشو ادامه بده چیز گرمی رو روی لباش احساس کرد وای نه اون لب های تهیونگ بود

ویو تهیونگ

وای چه لب های شیرینی داشت نرم و تحریک کننده ولی اینجا جاش نبود ددی یه نقشه واس بیبیش داره😈

وقتی تهیونگ از جونگکوک جدا شد

تهیونگ : بیبی چه لب های نرم و شیرینی داشتی

جونگکوک:ولی ته ما دوستیم ولی خب جفتم هستیم اه لعنتی

تهیونگ:جئون جونگکوک آماده ای بیبی من شی ؟

جونگکوک:ته...

جونگکوک ته قلبش یه چیزی رو احساس کرد اما اطمینانی بهش نداشت

جونگکوک:من باید فک کنم

تهیونگ:هرچی تو بگی چاگیا من منتظرم

بعد از صحبت تهیونگ یه بوسه روی لب های جونگکوک گذاشت و رفت

جونگکوک موند و فکر و خیال(بچه ها تکه کلام های مادربزرگای ایرانی😂)

ادامه دارد...

بچه ها چطور بود تو کامنتا بگین لایک یادتون نره و معذرت میخوام انقد دیر گذاشتم برای جبرانش فردا ۲ پارت میزارم 😘
دیدگاه ها (۱۶)

تا همیشه بهت وفادار میمونم کیم تهیونگبا اینکه مال من نیستی🥲و...

دلم برا مونبین تنگ شده؛)

بچه ها پیجش خیلی خیلی خوبه حتما فالو کنید فیک های خیلی خوبی...

ولی من زیادی دلم برای شوگا تنگ شده...؛)برای لایوهاش برای کنس...

پرنسس من پارت ۲ /فصل ۱ویو کوکاز اون شب اون دختره منو دیوونه ...

p4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط