{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمک عشق اباالفضل چشیدن دارد

نمکِ عشق اباالفضل چشیدن دارد
ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد

تیغ کافیست، ترنج از سر راهم بردار
مات یوسف شدن، انگشت بریدن دارد

وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای
خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده ‏ای

آب از هیبت عباسی تو می لرزد
بی عصا آمده ‏ای حضرت موسی شده ‏ای

به سجود آمده ‏ای یا که عمودت زده ‏اند
یا خجالت زده ‏ای وه که چه زیبا شده ‏ای

یا اخا گفتی و ناگه کمرم درد گرفت
کمر خم شده را غرق تماشا شده ‏ای

منم و داغ تو و این کمر بشکسته
توئی و ضربه ‏ای و فرق ز هم وا شده ‏ای

سعی بسیار مکن تا که ز جا برخیزی
کمی هم فکر خودت باش ببین تا شده ‏ای

مانده ‏ام با تن پاشیده ‏ات آخر چه کنم؟
ای علمدار حرم مثل معما شده ‏ای

مادرت آمده یا مادر من آمده است
با چنین حال به پای چه کسی پا شده ‏ای

تو و آن قد رشیدی که پر از طوبی بود
در شگفتم که در این قبر چرا جا شده‏ ای
🏴 🌹
علی اکبر لطیفیان
دیدگاه ها (۱۰)

ای که پیچید شبی در دل این کوچه صدایتیک جهان پنجره بیدار شد ا...

گویندکه شهریور تمامو مهر در راه است چه خوش خیالندمهر برای ما...

🎗 ️میشناسم یک طبیب، آنهم خداستمن چه دانم کان طبیب اندر کجا...

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمندمعنی کور شدن را گره ها می ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط