{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که اونا می گن بچه می خوام و تو میگی من می ترسم

وقتی که اونا می گن بچه می خوام و تو میگی من می ترسم

نامجون: اوه بیبی من از چی میترسه؟ نترس بهت زیاد سخت نمییگرم حالا بیا بریم اتاق(براید، میبرتت اتاق)
ا/ت: وایسا نامجون من فعلا آماد...(پیام بازرگانی)

جین: ورلد واید هندسام من نباید از چیزی بترسه باشه؟(کیوت)
ا/ت: باشه کیوتممممم(ا/ت دوباره خر شده😐😑)

شوگا:(مسترمین براش مهم نیست و کارو شروع کرده)

جیهوپ: نترس عزیزم من یه کاری میکنم که دیگه هیچوقت نگی می ترسم(لبخند)

جیمین: ترس؟ تو جز اموال پارک جیمین هستی پس نباید از چیزی بترسی باشه؟(هات و خشن)
ا/ت: با.. با... باشع(لکنت)

تهیونگ: بیبی من داره برای یونتان خواهر برادر میاره اونوقت از چی میترسه؟ باید از...(براید کردن ا/ت).. خداشم باشه

جونگ کوک:(مث شوگا)
دیدگاه ها (۱)

سناریو جدید

ریاکشن پارت ۲

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۶)ویو ا/ترفتم یک کراپ و دامن تن کردم رف...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ¹ویو ا/توایییی... 😑دو روز پ...

P18(عزیزان سلام،بزارین از اول این پارت چند نکته رو بهتون بگم...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت سوم | «نشانی که نباید دیده می‌شد»زن...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶²جین هم جلو اومد و با نگرانی پرسید:جین:م...

سناریو(بی تی اس)«وقتی عضو هشتمی و میرین فن ساین یه آرمی بهت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط