p
p7
کمکش کردم که بلند شه که یهو
بورام:اییی*به پاش نگاه کرد
تهیونگ:چرا پات خونیه؟؟؟*به پاش نگاه کرد
بورام:ترسیدنی افتادنی زمین رو گوشه ی دیوار کشیده شد*بغض
تهیونگ:پس بیا اروم اروم بریم*از دستش گرفت اروم کشید
بورام:ایییی شیبال*گریه
کورییی؟؟نمیبینی داره خون میادددد؟*داد
تهیونگ:باشه باشه*بغلش کرد
الان راضی هستی؟؟؟
بورام:شاید*بغض
(رفتن تو)
(گذاشتش رو تختش)
تهیونگ:لباسات رو عوض کن من میرم بیرون
بورام:باشه
ویو تهیونگ:رفتم تو سالن که دیدم بورام صدام میکنه....
۱۹ لایک/۹ کامنت
کمکش کردم که بلند شه که یهو
بورام:اییی*به پاش نگاه کرد
تهیونگ:چرا پات خونیه؟؟؟*به پاش نگاه کرد
بورام:ترسیدنی افتادنی زمین رو گوشه ی دیوار کشیده شد*بغض
تهیونگ:پس بیا اروم اروم بریم*از دستش گرفت اروم کشید
بورام:ایییی شیبال*گریه
کورییی؟؟نمیبینی داره خون میادددد؟*داد
تهیونگ:باشه باشه*بغلش کرد
الان راضی هستی؟؟؟
بورام:شاید*بغض
(رفتن تو)
(گذاشتش رو تختش)
تهیونگ:لباسات رو عوض کن من میرم بیرون
بورام:باشه
ویو تهیونگ:رفتم تو سالن که دیدم بورام صدام میکنه....
۱۹ لایک/۹ کامنت
- ۳۴۲
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط