{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم که نوشتن ندارد …نفوذ می کند در استخوانهایم … قلبم را

غم که نوشتن ندارد …نفوذ می کند در استخوانهایم … قلبم را به درد می آورد … و آرام آرام از چشمانم فرو میریزد …
آقا جان !
اینروزها چشمهایم برای آبیاری گونه هایم به روضه نیازی ندارند …
وقتی سیمای دلنشین اما سرشار از حزنتان را می بینم ، اشکهایم برای غلتیدن بر گونه هایم از هم سبقت می گیرند … گویی مرثیه ای پر سوز و گداز شنیده باشم !


آقا جان !
با اینکه اینروزها سکوت کرده اید اما …
چشمهایتان برای چشمهای عاشقانتان ، قصه های پر غصه ، نجوا می کنند .

حتی اگر به زمین چشم بدوزید ، از پس پلکهای خواب نرفته تان ، حرفهای قلب صبورتان را میشود خواند !

اینروزها از مظلومیت دخت نبی اکرم (ص) میشنوم اما شما بگویید چرا سیمای مظلوم شما بر دیدگانم ترسیم میشوند ؟!
مظلومیت را از مادر به ارث برده اید ، آری ؟!

از صبر و غربت مولای متقیان ، امام علی (ع ) ، میشنوم اما … غربتتان آقا …صبرتان آقا …ولوله ای در قلب پر التهابم به پا کرده که برای بیانش واژه ها رنگ میبازند !


فقط یک سؤال ؟
آقا جان !
درد و بلایتان به جانم … فدای دیده های گهربارتان شوم …
شما …
شما ، چاه ندارید ؟!!!
دیدگاه ها (۲۵)

از فاطمیه می‌توان قصه ای ساخت به نام : تنهایے علے ‘:)💔یازهــ...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

بابا جان .

عاشقانه

می گویند زن‌های عرب دل‌شان که می‌گیرد، غصه که می‌افتد به جان...

چطور می‌شود با نبودنت کنار آمد، آقا…؟چطور می‌شود باور کرد دی...

برای #تو مینویسمبرای تو که از جان عزیز تری و از من به من نزد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط