" پرواز قوها "
" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۲
ویو راوی
چند دقیقه گذشت و تهیونگ منتظر نورا بود و مدام به ساعتش نگاه میکرد که یهو در باز شد و نورا تو چارچوب در دیده شد ، تهیونگ محو زیبایش شده بود
+تهیونگ ؟ .....تهیونگ خوبی ؟ الوووو از من به تهیونگ
تهیونگ با صدای نورا به خودش اومد
_ جانم ؟ چیشده ؟
+دیر شده ها
_ اره بریم
همینکه خواستن برن بیرون نورا گفت
+شیرینی ها کو ؟
_ روی میزه
نورا سریع رفت قوطی شیرینی ها رو برداشت و رفت پیش تهیونگ هر دو از مغازه اومدن بیرون و تهیونگ در رو قفل کرد و رفتن سمت ماشینشون . تهیونگ اومد سمت نورا و در رو برای نورا باز کرد و نورا سوار ماشین شد و تهیونگ در رو بست و خودشم هم سوار ماشین شد و ماشین رو روشن کرد و راه افتادن . چند دقیقه ای گذشته که تهیونگ دید نورا حواسش به شیرینی ها نیست دستشو دراز کرد تا یه دونه از شیرینی ها رو بردار که نورا حتی بدون اینکه نگاه کنه محکم زد به دست تهیونگ و ۶مین باعث شد تهیونگ دستشو پس بکشه
_ اییی
+ناخنک نزن .....اینا برای مهموناس
_ خب ما هم مهمونیم
+بزار برسیم هر چه قدر خواستی بردار
_ باشه بابا
بعد از ۲۰ دقیقه بلاخره رسیدن . ماشین رو پارک کردن و پیاده شدن و رفتن سمت در و زنگ در رو زدن و منتظر موندن تا در باز شه
_ نورا ببین موهام خوبه ؟
+بیا نزدیکتر
تهیونگ خم شد تا نورا بتونه به موهاش دست بزنه
+اره خوبه
همین که نورا گفت در باز شد و هر دو رفت تو ، وارد خونه شدن هر کی یه طرف بود دنیل و پدر نورا و دایی نورا یه طرف و مادر نورا و زندایی نورا هم یه طرف تهیونگ رفت سمت مردا و نورا هم رفت سمت خانوما [ علامت مادر نورا €
علامت زندایی £
علامت پدر نورا ¥
علامت دایی نورا $ ]
+سلاممم
€ سلام عزیزم ......چرا دیر کردین ؟
+ببخشید ترافیک بود .......بفرمایید اینم از شیرینی هاتون
€ ای من قربونت برم
£ سلام نورا جان
+اعه سلام زندایی......دلم براتون تنگ شده بود
£ دل منم برات تنگ شده بود عزیزم
+کی رسیدین ؟
£ امروز صبح رسیدیم
+فک میکردم نمیایین
£ نه دیگه اومدم کارمم تو اسپانیا تموم شده بود
+ خوبه پس ......راستی مینار و لارا کجان ؟
€ خانوم تو اتاقشه
+چرا بیست دقیقه دیگه میاین اخه
€ چی بگم خودت برو بالا حلش کن
نورا باشه ای گفت و رفت سمت اتاق مینار ...............
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۲
ویو راوی
چند دقیقه گذشت و تهیونگ منتظر نورا بود و مدام به ساعتش نگاه میکرد که یهو در باز شد و نورا تو چارچوب در دیده شد ، تهیونگ محو زیبایش شده بود
+تهیونگ ؟ .....تهیونگ خوبی ؟ الوووو از من به تهیونگ
تهیونگ با صدای نورا به خودش اومد
_ جانم ؟ چیشده ؟
+دیر شده ها
_ اره بریم
همینکه خواستن برن بیرون نورا گفت
+شیرینی ها کو ؟
_ روی میزه
نورا سریع رفت قوطی شیرینی ها رو برداشت و رفت پیش تهیونگ هر دو از مغازه اومدن بیرون و تهیونگ در رو قفل کرد و رفتن سمت ماشینشون . تهیونگ اومد سمت نورا و در رو برای نورا باز کرد و نورا سوار ماشین شد و تهیونگ در رو بست و خودشم هم سوار ماشین شد و ماشین رو روشن کرد و راه افتادن . چند دقیقه ای گذشته که تهیونگ دید نورا حواسش به شیرینی ها نیست دستشو دراز کرد تا یه دونه از شیرینی ها رو بردار که نورا حتی بدون اینکه نگاه کنه محکم زد به دست تهیونگ و ۶مین باعث شد تهیونگ دستشو پس بکشه
_ اییی
+ناخنک نزن .....اینا برای مهموناس
_ خب ما هم مهمونیم
+بزار برسیم هر چه قدر خواستی بردار
_ باشه بابا
بعد از ۲۰ دقیقه بلاخره رسیدن . ماشین رو پارک کردن و پیاده شدن و رفتن سمت در و زنگ در رو زدن و منتظر موندن تا در باز شه
_ نورا ببین موهام خوبه ؟
+بیا نزدیکتر
تهیونگ خم شد تا نورا بتونه به موهاش دست بزنه
+اره خوبه
همین که نورا گفت در باز شد و هر دو رفت تو ، وارد خونه شدن هر کی یه طرف بود دنیل و پدر نورا و دایی نورا یه طرف و مادر نورا و زندایی نورا هم یه طرف تهیونگ رفت سمت مردا و نورا هم رفت سمت خانوما [ علامت مادر نورا €
علامت زندایی £
علامت پدر نورا ¥
علامت دایی نورا $ ]
+سلاممم
€ سلام عزیزم ......چرا دیر کردین ؟
+ببخشید ترافیک بود .......بفرمایید اینم از شیرینی هاتون
€ ای من قربونت برم
£ سلام نورا جان
+اعه سلام زندایی......دلم براتون تنگ شده بود
£ دل منم برات تنگ شده بود عزیزم
+کی رسیدین ؟
£ امروز صبح رسیدیم
+فک میکردم نمیایین
£ نه دیگه اومدم کارمم تو اسپانیا تموم شده بود
+ خوبه پس ......راستی مینار و لارا کجان ؟
€ خانوم تو اتاقشه
+چرا بیست دقیقه دیگه میاین اخه
€ چی بگم خودت برو بالا حلش کن
نورا باشه ای گفت و رفت سمت اتاق مینار ...............
- ۱۸۸
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط