{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

* ببینین چه مهربونم شرطا نرسید گذاشتم😊*

* ببینین چه مهربونم شرطا نرسید گذاشتم😊*
" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۴

ویو راوی
چند ساعت گذشت و همه مشغول صحبت باهم بودن نورا هم اومد کنار تهیونگ نشست و لارا هم روی دسته ی مبل کنار نورا نشست . پدر نورا گفت

¥ خب پس اگر موافقین هفته بعد همین روز مراسم عروسی رو بگیریم

مادر آرتور = منم موافقم بچه ها هم به کاراشون میتونن برسنن

$ اینطوری پس فردا هم بچه ها میتونن مراسم مجردی بگیرن

€ پس فردا بچه ها برن خرید برای مراسم مجردی بعد از اون همه باهم برن برای خرید لباس عروسی و وسایل مراسم عروسی

پدر آرتور = پس مبارکه

€ مینار دخترم شیرینی رو بیار

مینار با سینی پر از شیرینی اومد و به همه شیرینی تعارف کرد تهیونگ یدونه برداشت ولی نورا برنداشت . یه گاز تهیونگ از شیرینی زد و به سمت نورا گرفت و نورا هم یه گاز زد

مادر آرتور = به به نورا جان خیلی خوشمزه اس

+ نوشته جونتون

مادر آرتور = ماشالله ماشالله ، چه کدبانوهایی بزرگ کردین ......یکی از یکی خانوم تر

مامان و زندایی نورا هر دو خندیدن مینار سینی رو روی میز گذاشت و رفت که پیش لارا و نورا بشینه مادر آرتور گفت

م آ = عروس قشنگم بیا پیش من بشین

مینار هم راهشو رو کج کرد و رفت پیش مادر آرتور نشست نورا و لارا از این صحنه خندشون گرفته بود و پنهونی و ریز ریز میخندیدن

¥ میگم نظرتون چیه عروسی رو کنار دریا شهر خودمون بگیریم ها ؟

پ آ = ایده خوبی ، خانوما هم باید نظرشون رو بگن

+اخه بابا ممکنه موج بیاد وسایل ها رو بهم بریز ها

همینطور که نورا در حال صحبت بود تهیونگ دست نورا رو گرفت و هر چند ثانیه بوسه های متعددی بر روی دستش میکرد

£ من یه قسمتی رو با همسایه ها برای عروس و داماد درست میکنم توی ساحل که کنار موج و باد نباشیم

مادر آرتور جعبه ای از کیفش در اورد و گفت

م آ = این انگشتر ناقابل از طرف ما به عروس قشنگم و آرتور هست به عنوان کادوی عروسی در نظر بگیرید

در جعبه رو باز کرد و یکی از انگشترها رو دراورد و به دست مینار کرد

م آ = مبارکت باشه دخترم

و انگشتر دیگه ای هم به دست آرتور کرد ، همه براشون دست زدن و مینار با خوشحالی اومد سمت لارا و نورا

× چه قدر قشنگهههه

+ چه قدر پولش رو دادن

÷ نورا ، لارا .......خیلی دوستتون دارممم

مینار به ثانیه نکشید هر دوشونو کشید تو بغلش

+باشه ......باشه ......منم دوست دارمم .......دارم خفه میشم

مینار خندید و هر دوشون رو ول کرد که صدای زندایی از آشپزخونه رسید

£ شام حاضره

و همه رفتن سر میز تا شامشون رو بخورن بعد از شام هم مهمونی تموم شد و تهیونگ و نورا برگشت خونه ................

شرط
۹ لایک
۴ کامنت
دیدگاه ها (۰)

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۵ ویو راوی نورا و ...

بگید ببینم ؟

پرواز قوها اسلاید دوم ماشینشون اسلاید سوم شیرینی نورا

پرواز قوها اسلاید دوم لباس نورا اسلاید سوم لباسی که نورا پوش...

پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۲۱ویو راوی تهیونگ از م...

"پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۱۴ ویو راوی نورا و م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط