سناریو

"سناریو"

pov:اولین نگاه؟

#چان :بین خیابون‌های سئول برای رفتن به خونه از سرکار قدم برمیداشتی.پاییز بود و نسیم خنکی دستی بر سر جهان میکشید.همونجور که صدای خش‌خش‌ برگ‌ها گوش‌هاتو نوازش میکرد،سرت‌و از گوشیت بلند کردی و اولین چهره‌‌ای که چشمات‌و جذب خودش کرد صورت چان بود.یه‌مرد چهارشونه درحالی که یه پالتو بلند پوشیده بود و داشت تو گوشیش میچرخید؛انگار اون لحظه اونم نگاهت‌و حس کرد.سرش‌و آورد بالا و برای یه‌لحظه که تو دنیای خودت مدت‌ها حساب میشد تو سیاره چشماش غرق شدی.با اون لب‌های درشتش لبخندی بهت زد؛شاید از روی ادب بود اما وقتی تو هم در حواب لبخندی زدی نگاهت‌و دزدی...اون‌لحظه با اون لبخند،اون مرد حس کرد برای اولین بار عاشق چشمای یکی شده.حالت چشمات براش مثل یه نقاشی از طرف خدا بود که وقتی لبختد زدی؟فهمید لبخندت،چشمات،موهایی که قسمتیش توی چهره‌ات افتاده بود،همه‌چیزت براش مثل یه اثر هنری کمیاب بود؛اما حیف که با قدم های مردم دیگه نتونستی اون مرد رو ببینی.تو میان مردم گم شدی و به راه خودت ادامه دادی اما جفتتون قلباتون رو توی چشمای هم گم کرده بودید.



-اولین سناریوم بود امیدوارم دوست داشته باشید🎀
_Soki
دیدگاه ها (۰)

"سناریو" P²pov:اولین نگاه؟#لینو :یه کارآموز عادی که داره تما...

"سناریو" P³ pov:اولین نگاه؟#چانگبین :یه روز معمولی توی باشگا...

_start_-Soki

میان دو نگاه

میان دو نگاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط