پارت ۱۲
پارت ۱۲
تا اینکه جیمین یه چیزی یادش اومد ( فلش بک به زمانی که اعضا تو اتاقا بودن ویو اتاق جیمین ) جیمین : من باید بدونم ات چه اطلاعاتی داره چون دختر خوبیه ولی خب خیلی خجالتی پس شاید نخواد بگه پس میرم به مافیا پیام میدم
پیامی که جیمین داد:
سلام ببخشید که مزاحم شدم میشه اطلاعات ات رو بدین ؟
مافیا : هه تو میخوای اطلاعات اون دختر احمق رو بدونی ؟
جیمین : بله و اینکه اون احمق نیست بهترین دختری هست که تا حالا دیدم .
مافیا : خب باشه دیگه من یکی حوصله بحث با تو یکی رو ندارم . بیا
پیامی که مافیا داده بود .........ادامه دارد
تا اینکه جیمین یه چیزی یادش اومد ( فلش بک به زمانی که اعضا تو اتاقا بودن ویو اتاق جیمین ) جیمین : من باید بدونم ات چه اطلاعاتی داره چون دختر خوبیه ولی خب خیلی خجالتی پس شاید نخواد بگه پس میرم به مافیا پیام میدم
پیامی که جیمین داد:
سلام ببخشید که مزاحم شدم میشه اطلاعات ات رو بدین ؟
مافیا : هه تو میخوای اطلاعات اون دختر احمق رو بدونی ؟
جیمین : بله و اینکه اون احمق نیست بهترین دختری هست که تا حالا دیدم .
مافیا : خب باشه دیگه من یکی حوصله بحث با تو یکی رو ندارم . بیا
پیامی که مافیا داده بود .........ادامه دارد
- ۵۸
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط