پارت ۵
پارت ۵
شاید آرمی های دیگه ناراحت شن خودتون راحت نیستید و همینطوری ات داشت ادامه میداد که جونگ کوک با خنده ای آروم گفت ات نفس بکش اول باید بگم آرمی ها خیلی خوب همه چیز رو درک میکنند و تو این موضوع هیچ مخالفتی ندارن دوم ما اذیت نمیشیم و راحتیم مگه نه بچه ها که همشون با سر جواب مثبت دادن و سوم ما نمیزاریم تو بری جای دیگه تو باید پیش ما باشی تازه تو الان خواهر ناتنی ما حساب میشی و پس از حرف های فراوان و..................
ات قبول کرد به خانه اعضا بره ...........
ویو توی ماشین
جیمین : ات تو چرا اومدی پاساژ
ات: چون من به پاساژ و خرید علاقه مند هستم
جیمین : واقعا ؟ منم خیلی دوست دارم خوبه که مثل همیم ( بچه ها من زیاد نمیدونم اعضا از چیا خوششون میاد پس بعضی چیزا رو الکی مینویسم )
جونگ کوک : تو موتور سواری هم دوست داری ؟
ات : شک نکن من عاااااااششششققققششششمممممم
جونگ کوک با خنده گفت : منم دوست دارم پس بیا بعضی روزا با هم بریم موتور سواری .
ات : باشه ( کیوت)
جونگ کوک : کیوت کوچولوی من
ات ( لبخند ) .....................ادامه دارد
شاید آرمی های دیگه ناراحت شن خودتون راحت نیستید و همینطوری ات داشت ادامه میداد که جونگ کوک با خنده ای آروم گفت ات نفس بکش اول باید بگم آرمی ها خیلی خوب همه چیز رو درک میکنند و تو این موضوع هیچ مخالفتی ندارن دوم ما اذیت نمیشیم و راحتیم مگه نه بچه ها که همشون با سر جواب مثبت دادن و سوم ما نمیزاریم تو بری جای دیگه تو باید پیش ما باشی تازه تو الان خواهر ناتنی ما حساب میشی و پس از حرف های فراوان و..................
ات قبول کرد به خانه اعضا بره ...........
ویو توی ماشین
جیمین : ات تو چرا اومدی پاساژ
ات: چون من به پاساژ و خرید علاقه مند هستم
جیمین : واقعا ؟ منم خیلی دوست دارم خوبه که مثل همیم ( بچه ها من زیاد نمیدونم اعضا از چیا خوششون میاد پس بعضی چیزا رو الکی مینویسم )
جونگ کوک : تو موتور سواری هم دوست داری ؟
ات : شک نکن من عاااااااششششققققششششمممممم
جونگ کوک با خنده گفت : منم دوست دارم پس بیا بعضی روزا با هم بریم موتور سواری .
ات : باشه ( کیوت)
جونگ کوک : کیوت کوچولوی من
ات ( لبخند ) .....................ادامه دارد
- ۱۹۴
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط