سنّت نبوی و تکفیر مسلمان
سنّت نبوی و تکفیر مسلمان
سوال :موضع پیامبر درباره تکفیر مسلمان چیست؟
پاسخ : احادیث بسیاری از پیامبر(صلی الله علیه وآله) وارد شده که از تکفیر مسلما نی که اقرار به شهاد تین کرده نهی می کند، چه رسد به مسلمانی که در انجام فرائض دینی جدّیّت دارد، گروهی از این روایات به شرح ذیل است.
1- « اسلام بر پایه چند خصلت بنا نهاده شده است: شهادت بر یگانگی خداوند، و شهادت بر رسالت محمد(صلی الله علیه وآله)، و اقرار به آنچه از جانب خدا آمده است، و جهاد که - از زمان مبعوث شدن پیامبران تا وقتی که گروهی از مسلمین در دنیا هستند- ادامه دارد... اهل توحید را به سبب گناهی تکفیر نکنید و بر علیه آنها شهادت به شرک ندهید».(1)
2- ابو داود از نافع از ابن عمر روایت کرده است که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: «أیما رجل مسلم أکفر رجلا مسلما فإن کان کافرا وإلا کان هو الکافر»(2) هر مسلمانی اگر مسلمان دیگری را تکفیر کرد، و آن دیگری کافر بود [که هیچ] و اگر او در واقع کافر نبود، خودِ تکفیر کننده کافر است».
3- مسلم از نافع از ابن عمر روایت آورده است که رسول خدا (ص) فرمود: « «إذا کفّر الرجل أخاه فقد باء بها أحدهما»(3)؛ (هر گاه شخصی برادرش را تکفیر کرد، اتّهام کفر به یکی از آن دو بر می گردد). یعنی اگر طرف مقابل کافر نباشد، اتهام به خودش بر می گردد.
4- مسلم از عبدالله بن دینار روایت کرده که او از ابن عمر شنید، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: «چون کسی به برادر [مسلمانش] بگوید: ای کافر! در حقیقت آن گفته به یکی از آنها باز می گردد، اگر چنان باشد که گفته است [بحثی نیست] در غیر این صورت به خود او بر می گردد».(4)
5- بخاری در کتاب الصحیح یک بابی باز کرده است به نام «المعاصی من أمر الجاهلیة و لا یکفّر صاحبها بارتکابها إلّا بالشرک»،«گناهانی که از مسلمان سر می زند از امور جاهلی است و صاحب آن به سبب ارتکابش تکفیر نمی شود مگر با شرک». به خاطر روایتی از پیامبر(صلی الله علیه وآله) که فرموده است:«إِنَّکَ امْرُؤٌ فِیکَ جَاهِلِیَّةٌ»؛ (بی شک تو مردی هستی که جاهلیّتی در تو هست)، یعنی ازهر مسلمانی گناه سر می زند، و همچنین به خاطر قول خداوند که می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ»(5)؛ (خداوند (هرگز) شرک را نمی بخشد! و پایینتر از آن را براى هر کس (بخواهد و شایسته بداند) می بخشد. و آن کسى که براى خدا، شریکى قرار دهد، گناه بزرگى مرتکب شده است).(6)
6- ترمذی در کتاب سننش از ثابت بن ضحاک از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) روایت آورده است که ایشان فرمودند: نذر درباره آزاد کردن برده ای که صاحب آن نیستی صحیح نیست و لعن کننده مؤمن مانند قاتل اوست و هر کس مؤمنی را به کفر متّهم کرد، مانند قاتل او است.(7)
7- ابو داود از اسامة بن زید روایت کرده است که گفت: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ما را به عنوان گروهی نظامی به سوی حرقات (تیره ای از قبیله جهینه) فرستاد، آنها مطلع شدند و فرار کردند، ما به یک مردی از آنها دست یافتیم، وقتی شمشیر را بالا بردیم گفت: لا إله إلّا اللَّه، ما او را زدیم تا کشتیم، من این داستان را به پیامبر(صلی الله علیه وآله) گفتم، ایشان گفتند: «چه کسی در روز قیامت در برابر جمله «لا إله إلّا اللّه» از تو حمایت می کند؟»، من گفتم: او فقط از ترس سلاح و مرگ اینچنین گفت، پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمودند: «آیا قلب او را نشکافتی تا بدانی که به خاطر ترس گفته یا نه؟ چه کسی در روز قیامت در برابر جمله لا اله إلا اللّه از تو حمایت می کند؟»، پیامبر(صلی الله علیه وآله) همیشه این سخن را می گفت.(8)
8- وقتی ذو الخویصرة(9) رسول أعظم(صلی الله علیه وآله) را خطاب(10) کرد و گفت: عادل باش؛ غوغایی در مجلس به پا شد، خالد بن ولید گفت: یا رسول اللَّه گردنش را بزنم؟ رسول خدا(صلی الله علیه وآله) گفت: « نه، شاید او نماز می خواند»، خالد گفت: چه بسیار نماز گزاری که چیزی می گوید که در قلبش نیست، رسول اللَّه(صلی الله علیه وآله) فرمودند: « من مأمور نیستم که قلب مردم را سوراخ و شکمهایشان را بشکافم».(11)، (12)
(1). کنز العمال، ج1، ص 29، برقم 30.
(2). سنن أبی داود، ج 4، ص 221، برقم 4687، کتاب السنة .
(3). صحیح مسلم، ج 1، ص 56، باب « من قال لأخیه المسلم یا کافر» من کتاب الإیمان.
(4). صحیح مسلم، ج 1، ص 57، باب« من قال لأخیه المسلم یا کافر» من کتاب الإیمان،
(5). سوره النساء، ص 48.
(6). صحیح البخاری، ج 1، ص 11، باب «الْمَعَاصِی مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِیَّةِ ....» من کتاب الإیمان.
(7). سنن الترمذی، ج 5، ص 22 برقم 2636، کتاب الإیمان؛ أبو عیسى درباره آن گفته: هذا حدیث حسن صحیح؛ همچنین الشیخ الألبانی گفته: صحیح .
(8). سنن
سوال :موضع پیامبر درباره تکفیر مسلمان چیست؟
پاسخ : احادیث بسیاری از پیامبر(صلی الله علیه وآله) وارد شده که از تکفیر مسلما نی که اقرار به شهاد تین کرده نهی می کند، چه رسد به مسلمانی که در انجام فرائض دینی جدّیّت دارد، گروهی از این روایات به شرح ذیل است.
1- « اسلام بر پایه چند خصلت بنا نهاده شده است: شهادت بر یگانگی خداوند، و شهادت بر رسالت محمد(صلی الله علیه وآله)، و اقرار به آنچه از جانب خدا آمده است، و جهاد که - از زمان مبعوث شدن پیامبران تا وقتی که گروهی از مسلمین در دنیا هستند- ادامه دارد... اهل توحید را به سبب گناهی تکفیر نکنید و بر علیه آنها شهادت به شرک ندهید».(1)
2- ابو داود از نافع از ابن عمر روایت کرده است که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: «أیما رجل مسلم أکفر رجلا مسلما فإن کان کافرا وإلا کان هو الکافر»(2) هر مسلمانی اگر مسلمان دیگری را تکفیر کرد، و آن دیگری کافر بود [که هیچ] و اگر او در واقع کافر نبود، خودِ تکفیر کننده کافر است».
3- مسلم از نافع از ابن عمر روایت آورده است که رسول خدا (ص) فرمود: « «إذا کفّر الرجل أخاه فقد باء بها أحدهما»(3)؛ (هر گاه شخصی برادرش را تکفیر کرد، اتّهام کفر به یکی از آن دو بر می گردد). یعنی اگر طرف مقابل کافر نباشد، اتهام به خودش بر می گردد.
4- مسلم از عبدالله بن دینار روایت کرده که او از ابن عمر شنید، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: «چون کسی به برادر [مسلمانش] بگوید: ای کافر! در حقیقت آن گفته به یکی از آنها باز می گردد، اگر چنان باشد که گفته است [بحثی نیست] در غیر این صورت به خود او بر می گردد».(4)
5- بخاری در کتاب الصحیح یک بابی باز کرده است به نام «المعاصی من أمر الجاهلیة و لا یکفّر صاحبها بارتکابها إلّا بالشرک»،«گناهانی که از مسلمان سر می زند از امور جاهلی است و صاحب آن به سبب ارتکابش تکفیر نمی شود مگر با شرک». به خاطر روایتی از پیامبر(صلی الله علیه وآله) که فرموده است:«إِنَّکَ امْرُؤٌ فِیکَ جَاهِلِیَّةٌ»؛ (بی شک تو مردی هستی که جاهلیّتی در تو هست)، یعنی ازهر مسلمانی گناه سر می زند، و همچنین به خاطر قول خداوند که می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ»(5)؛ (خداوند (هرگز) شرک را نمی بخشد! و پایینتر از آن را براى هر کس (بخواهد و شایسته بداند) می بخشد. و آن کسى که براى خدا، شریکى قرار دهد، گناه بزرگى مرتکب شده است).(6)
6- ترمذی در کتاب سننش از ثابت بن ضحاک از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) روایت آورده است که ایشان فرمودند: نذر درباره آزاد کردن برده ای که صاحب آن نیستی صحیح نیست و لعن کننده مؤمن مانند قاتل اوست و هر کس مؤمنی را به کفر متّهم کرد، مانند قاتل او است.(7)
7- ابو داود از اسامة بن زید روایت کرده است که گفت: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ما را به عنوان گروهی نظامی به سوی حرقات (تیره ای از قبیله جهینه) فرستاد، آنها مطلع شدند و فرار کردند، ما به یک مردی از آنها دست یافتیم، وقتی شمشیر را بالا بردیم گفت: لا إله إلّا اللَّه، ما او را زدیم تا کشتیم، من این داستان را به پیامبر(صلی الله علیه وآله) گفتم، ایشان گفتند: «چه کسی در روز قیامت در برابر جمله «لا إله إلّا اللّه» از تو حمایت می کند؟»، من گفتم: او فقط از ترس سلاح و مرگ اینچنین گفت، پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمودند: «آیا قلب او را نشکافتی تا بدانی که به خاطر ترس گفته یا نه؟ چه کسی در روز قیامت در برابر جمله لا اله إلا اللّه از تو حمایت می کند؟»، پیامبر(صلی الله علیه وآله) همیشه این سخن را می گفت.(8)
8- وقتی ذو الخویصرة(9) رسول أعظم(صلی الله علیه وآله) را خطاب(10) کرد و گفت: عادل باش؛ غوغایی در مجلس به پا شد، خالد بن ولید گفت: یا رسول اللَّه گردنش را بزنم؟ رسول خدا(صلی الله علیه وآله) گفت: « نه، شاید او نماز می خواند»، خالد گفت: چه بسیار نماز گزاری که چیزی می گوید که در قلبش نیست، رسول اللَّه(صلی الله علیه وآله) فرمودند: « من مأمور نیستم که قلب مردم را سوراخ و شکمهایشان را بشکافم».(11)، (12)
(1). کنز العمال، ج1، ص 29، برقم 30.
(2). سنن أبی داود، ج 4، ص 221، برقم 4687، کتاب السنة .
(3). صحیح مسلم، ج 1، ص 56، باب « من قال لأخیه المسلم یا کافر» من کتاب الإیمان.
(4). صحیح مسلم، ج 1، ص 57، باب« من قال لأخیه المسلم یا کافر» من کتاب الإیمان،
(5). سوره النساء، ص 48.
(6). صحیح البخاری، ج 1، ص 11، باب «الْمَعَاصِی مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِیَّةِ ....» من کتاب الإیمان.
(7). سنن الترمذی، ج 5، ص 22 برقم 2636، کتاب الإیمان؛ أبو عیسى درباره آن گفته: هذا حدیث حسن صحیح؛ همچنین الشیخ الألبانی گفته: صحیح .
(8). سنن
- ۴.۸k
- ۰۷ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط