{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش باد غفلت کند و

کاش باد غفلت کند و

گره از روسری فلسفه مژگان تو وا بکند

دکمه‌ی پیراهن حبس چشمان تو را پاره کند

مسئله‌ی سخت سکوت تو را حل بکند.

.

من به قدر یک پلک به هم چسبیدن

به اندازه ی گنجایش یک آه به پشت شیشه

تشنه‌ام

تا شاعری‌ام گل بکند...
دیدگاه ها (۱)

همین که گاه گداری شبیه باران که بی‌رخصت به چشم و دل پنجره می...

دوست نداشته‌ی همیشگی من، دوستت دارم مثل کودکی که بره‌اش را...

تمام اتفاق های خوبِ زندگی مندر خنده های تو می افتدبخند...به...

https://telegram.me/rvazhehaمنم حوانشسته ام در باغ خیالمسیب ...

part23

بیرون باران بی‌امان به شیشه می‌کوبهاو بدون هیچ گونه پلک زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط