به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری

به تو گُفتَم که در این دور شُدَن ناچاری؟
سَر به تایید تِکان دادی و گُفتی آری !

عِینِ مَرگ اَست اَگَر بی تو بِخواهَد بِرَوَد
او که از جآنِ خودَت دوست تَرَش می داری...،

اِی که نَزدیک تَری از مَنِ دِلتَنگ به مَن
بینِ ما نیست به جُز فاصِله ای اِجباری

مَن عَروسِ تواَم اِی از مَن و آغوشَم دور!
خُطبه را گریه یِ مَن می کُنَد اِمشَب جاری

زِندِگی چیست به جُز خاطِره ای اَفسُرده
زِندگی چیست به جُز رَنج و غَمی تِکراری

گِله ای نیست به تَنهایی خود دِل بَستَم
به غَزَل گِریه‌یِ هَر روز... به شَب بیداری

رویِ دیوارِ دِلَم سایه ای از قامَتِ توست
مثلِ تَنهاییِ مَن قَدِ بُلَندی داری ...🖤🌙✨









[ قَلبِ مَن از خَستِگی خوابَش بُرده!🫀،
از پَسِ نبودَنات بَرنِمیاد...🖤✨!]




#آناهیتا 🖤
دیدگاه ها (۰)

‹‹ چِطوریه که دِلِت بَرآم تَنگ نِمیشه؟نِمی بینی مَنو، نِمیخو...

نیاز دارَم بِرَم یه جایی که هیچکَسی نباشه؛ نیاز دارَم به تَن...

باشَد که غَم ،خِجِل شَوَد از صَبرِ قَلبِ ما...🖤✨#آناهیتا 🖤#م...

دِلبَر !بى‌شُما دَه،بيست،سى‌و‌فِلان‌هِزارتا‌شَب‌رو‌به‌سَحَرر...

نمی داند دل تنها، میان جمع هم تنهاستمرا افکنده در تنگی، که ن...

کف دستم رو نگاه کرد و گفت گمشده داری. این خط که شبیه هشت هست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط