خشم

خشم
پارت 6
+18

ویو ات:
تهیونگ از کنارم رد شد و رفت سمت کمد لباسش رو عوض کرد و اومد رو تخت دراز کشید داشتم به تهیونگ نگاه میکردم که
@ چیه خانم کوچولو
+نمیخوای لباس بپوشی؟
@ نه مشکلی داری
+نه فقط من کجا بخوابم
@ همینجا
+پس لباس تنت کن
@ نمیخوام
رو تخت دذاز کشیدم لبه تخت بودم که تهیونگ چراغا رو خاموش کرد
+هی من از تاریکی میترسم چراغ خوابو روشن کنن
@ (خنده) باشه
کم کم خوابم برد

ویو تهیونگ:
دیدم ات خوابش برده خدایا چقدر این بشر خوشگل چی میگی تهیونگ بهتره منم بخوابم

پرش ساعت 3 شب
دیدم یکی محکم بغلم کرده نگا کردم دیدم ات خواب بود برای همین اهمیت ندادم و خوابیدم که یهو شنیدم اروم میگه
+چه بدنی داره اگه فک کنه خوابم هیچی بهم نمیگه (خنده واروم)
برگشتم به سمت ات دقیقا با ات چشم تو چشم شدم
+م.. م. مگه تو نخوابیدی؟(خجالت)
دست ات رو گرفتم واز گردن تا شکمم کشیدم(یحیحییحی😂) ات خجالت کشید و روشو از اونور کرد
@ پس بدن خوبی دارم
+سکوت
@ هی اینکه خجالت نداره کوچولو اگه روتو به من کنی یچی بهت میگم
+همینجوری بگو
@ نچ
ات روشو به من کرد
+بگو
@ خب راستش منم از بدن تو خوشم میاد خیلی پوستت سفیده
+واقعا؟ ولی بدن تو خیلی بهتره تهیونگ
@اع پس چطوره بیای بغل خودم بخوابی؟
+نه مرسی
ات رو محکم بغلم کردم داشت از خجالت اب میشد
@ خجالت نکش راحت بخواب
دست ات رو گرفتم و گذاشتم روی سینم و چشام وبستم ات هم خوابید و سیاهی مطلق
دیدگاه ها (۳)

عکسای پیشیموننن 🍊🍊

اینم چندتا دیگه 🍊🍊🍊😝😝

بچه ها جون من دیگه فیک وحشی رو ادامه نمیدم خشم که تموم شد اد...

منممممم😂😂😂

خشم پارت 5 +18که یهو دیدم تهیونگ رو تخت خوابم نشسته@ خوش اوم...

وحشی پارت 3 +18داشتم از اتاق میرفتم بیرون که یهو تهیونگ دستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط