{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دو چشم تو نشستم به تماشای خودم

در دو چشم تو نشستم به تماشای خودم

که مگر حال مرا چشم تو تصویر کند

#سیدتقی_سیدی


#حلقه
دیدگاه ها (۱)

بیا قدم بزنیم،برویم همان گوشه دنجباز تو بگویی که دوستم داریو...

آن سلسله ی زلف که زنّار دلم بوددر گردنم...

لـذت حلوا چه داند ناچشیده طعـم صبـرذوق وصـل یار دارد هر که د...

#دلم_گرفته_.... آنقدر که از همین آخر شب آفتاب فردا غروب کرد...

نیست‌ کسی‌ حال‌ مرا‌ درک‌ کند کاش‌ این‌ روح‌ شبی‌ جسم‌ مرا‌ ...

آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بوددیگر فقط تصویر من در مردمک...

زِ جَهان مانده فَقَط جان که مَرا تَرک کُندمَن چِنانَم که مَح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط