{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن سلسله ی زلف

آن سلسله ی زلف




که زنّار دلم بود


در گردنم آویز



که دیوانه بمیرم

#شهریار❤️
دیدگاه ها (۳)

پدر بزرگ می گفت؛انتظار کارِ مَرد نیست!یک دلِ قوی می خواهد که...

کدوممم؟تومثل دندانی هستی که درد می کنی...رسیده ای به عصب!اما...

بیا قدم بزنیم،برویم همان گوشه دنجباز تو بگویی که دوستم داریو...

در دو چشم تو نشستم به تماشای خودم که مگر حال مرا چشم تو تصوی...

🌱🍒باور مکن که طعنه‌ی طوفانِ روزگار جز در هوای زلفِ تو دارد م...

شعری سوزناک از استاد شهریار...💔🥺----------------------------...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط