حس شیرین عشق

حس شیرین عشق
Part:14
پرش زمانی به صبح*
آیلا:جیغ***
کوک:یاخداااااا چیشدددد
آیلا:کوک کوک اونجا ی سوسکه جیغ
کوک:وای فک کردم چی شد الان میکشمش صبر کن
سوسک:داداش من زنو بچه دارم توروخدا منو نکش
کوک:وای باشه پس خودت برو بیرون
سوسک:هه بیرونننن الان میپرم زنتو گاز میگیرم
کوک:صبر کن بینم آخ زنتو...
بنگ*مثلا با دمپایی سوسک رو کشت😂
آیلا:وای مردم
کوک:خوبی؟
آیلا:اوهوم
خدمتکار:خانوم هه جی خانم اومده دیدنتون
آیلا:اوکی الان میام
هه جی:سلامممم
آیلا:های بیا بشین رو مبل باهم حرف بزنیمم
هه جی:دیشب چیشد؟
آیلا:دیشب؟چیزی نشد مگه براتو چیشد؟
هه جی:بابا من رفتم خونه اینو ادب کنم بجاش من ادب شدم
آیلا:وا سرت داد زد؟
هه جی:کاش داد میزد
آیلا:خب عوضی بگو چیکار کرددد
کوک:سلام هه جی
هه جی:سلام
آیلا:اعهه سلامو ولش بگو دیشب چیشد
هه جی:بابا👌🏻👉🏻
آیلا:شتتتتتتا خوبی الان؟
هه جی:آره خوبم ولی از دستش ناراحتممم
آیلا:اوفف ولش بیا بغلم
کوک:آیلا من گشنمههه
آیلا:بابا یچیز بخور دیگه
کوک:آخ پاممم
آیلا:وای چیشد کوک خوبییییی
کوک:آره الکی کردم بیا بهم صحبونه بده
آیلا:*شصتشو نشون میده*بیا اینو بخور
کوک:عههههه صب کن بینم اگه جرعت داری یجا وایسااا بینمممم
دیدگاه ها (۴)

@xx.jungkookرماناش قشنگه🦋🌼

رمان جدید✨با اسم☆من عاشقت شدم رئیس☆_._._._._._._._._._._._._...

دیدار غم انگیز Part:4ویو خونه*در رو باز کردم و رفتم داخل دیگ...

حس شیرین عشق Part:13پرش زمانی به یک هفته بعد*ویو آیلاکوک و ت...

پارت۸ رز وحشیات...بغضی گلوم رو چنگ زد  اروم اروم اشک میریختم...

پارت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط