امام حسینع آقا ارباب

امام حسین(ع) آقا، ارباب


فقیرم نوشتید، من راضی‌ام
به این شب به شب در زدن راضی‌ام

دل من شکسته‌ست چیزی بگو
بوالله حتی به " لن" راضی‌ام

مرا هم معطل کنی، اولا :
تو رب منی، ثانیا: راضی‌ام

به این پنج نوبت نمازم قسم
خدایا ازین پنج تن راضی‌ام

کلاف مرا برنگردان، ولو
ببافی از آن پیرهن راضی‌ام

فقیر حرم را سلیمان نکن
ازین منصب خویشتن راضی‌ام

به پروانه‌های سحر گفته‌ام
که من هم به این سوختن راضی‌ام

مرا آخر عمری آواره کن
به شب‌های دور از وطن راضی‌ام

اگر تن نباشد، به سر راضی‌ام
اگر سر نباشد، به تن راضی‌ام

فدای حسینم، ولیکن مرا
بخوانی شهید " حسن" راضی‌ام

حرم می‌روم باز در می‌زنم
اگر هم ندادند، من راضی‌ام

مرا آخرش هم کفن می‌کنند
ولیکن بدون کفن راضی‌ام...
دیدگاه ها (۱)

بگذار از آن شهر ریا دیگر نگویماز قصّه ی شام بلا دیگر نگویممن...

ما از دعای خیر به هیئت رسیده‌ایماز دولتِ حسین به عزت رسیده‌ا...

بر مشامم می رسد بوی خوش چایی تانبر دلم ترسم بماند اربعین پاب...

خداحافظ محرم...مُحَرَّم جان؛ خدانگهدارت!...نمی دانم دوباره ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط