پیر زن که شوم
پیر زن که شوم
( شاید آلزایمر بگیرم،وتو پس از سالها به من زنگ بزنی وبگویی:دلم برایت تنگ شده است...
شاید صدایت آشنا باشد و من فکر کنم برادرم ، دامادم هستی.
یادم نیفتد که من همان دخترکی هستم که موهایش در انتظارتو سپید شد...
( شاید آلزایمر بگیرم،وتو پس از سالها به من زنگ بزنی وبگویی:دلم برایت تنگ شده است...
شاید صدایت آشنا باشد و من فکر کنم برادرم ، دامادم هستی.
یادم نیفتد که من همان دخترکی هستم که موهایش در انتظارتو سپید شد...
- ۴۷۵
- ۱۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط