آیا بهتر نبود که می‌رفت در قبرِ خود می‌خوابید و می‌گذاشت

آیا بهتر نبود که می‌رفت در قبرِ خود می‌خوابید و می‌گذاشت رویش خاک بریزند؟ بدون وحشت از خدا می‌پرسید که آیا واقعاً خیال می‌کند مخلوقاتش از آهن درست شده‌اند که بتوانند این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند؟
#peakyblinders
دیدگاه ها (۶)

⚖وکیل من⚖ پارت ۲ — اولین سرنخ چند ساعت بعدجنی در خانه نشسته ...

داستان کودکانه «دوستِ پنهان در میان گل‌ها و ستاره‌ها» به نوی...

رمان انتقام ازدواج کامل

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :قبل از هر مطلبی، دقت ک...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :قبل از هر مطلبی، دقت ک...

حکم قاضی آمریکایی که جهان را تکان داد.

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۱ | «مسئول خوردن وارد عمل...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :البته اگر وسط بیراهه و...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

......پارت بیست و دوم.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط