{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیا بهتر نبود که میرفت در قبر خود میخوابید و میگذاشت

آیا بهتر نبود که می‌رفت در قبرِ خود می‌خوابید و می‌گذاشت رویش خاک بریزند؟ بدون وحشت از خدا می‌پرسید که آیا واقعاً خیال می‌کند مخلوقاتش از آهن درست شده‌اند که بتوانند این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند؟
#peakyblinders
دیدگاه ها (۶)

بیشترین حسی که حالا دارم علاقه است. من سرشار از علاقه برای ا...

زیادی وقت گذاشتم برای همه چیز، برای آدما، برای ناراحتیاشون، ...

دلم میخواد ساعت سه شب تو آشپزخونه درحالی که دارم میرقصم ماکا...

من جذب آدم هایی میشم که همه پشت سرشون میگن خیلی دیوونس! دیوو...

#داستان_شب روزهای بسیار دور  ؛ پیرزنی بود که  ؛ هر روز با قط...

#داستان_شب روزهای بسیار دور  ؛ پیرزنی بود که  ؛ هر روز با قط...

پارت ۶ میا : عصر بود دیگه خسته کوفته برگشتم خونه همش کار می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط